سرور مؤمنان با سریال‌های کنونی ممکن نیست/ طرح موضوعات دینی در قاب زندگی روزمره

حسین سلطان محمدی:

سرور مؤمنان با سریال‌های کنونی ممکن نیست/ طرح موضوعات دینی در قاب زندگی روزمره

گروه هنر ــ یک کارشناس رسانه گفت: مدیران فعلی سیما حزن و اندوه را برای رسیدن به معنویت مناسبت‎تر می‌دانند. این رویکرد هم باعث شده شادی و سرور ماه رمضان با سریال‌های موجود ممکن نباشد.

حسین سلطان محمدی، منتقد سینما و تلویزیون، در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا؛ درباره ویژگی برنامه‌های نمایشی سیما در ماه رمضان اظهار کرد: تا چند سال پیش همیشه در ایام ماه مبارک سریال‌های طنز یکی از بخش‌های اصلی تولیدات ماه رمضان بود. سریال‌هایی که عمدتاً مخاطب فراوانی داشت، اما چند سالی است که دیگر شاهد کار‌های طنز در این ایام نیستیم. درباره چرایی این اتفاق نظرات متعددی وجود دارد؛ اول نگاهی بدبینانه است که سیما خودخواسته در پی ترویج غم در این ماه است. برای همین سعی می‌کند کمتر برنامه‌های شاد را روی آنتن بفرستد.

وی افزود: با این دیدگاه هم‌عقیده نیستم، چون همان گونه که آن ا گفتم بدبینانه می‌دانم، اما باورم این است در میان مدیران سیما نقطه‌نظرات تغییر کرده است. منظورم این است که برداشتی که مدیران گذشته سیما به برنامه‌های مناسبتی داشتند با مسئولان فعلی متفاوت است. در گذشته برنامه‌های طنز اهرمی بود که در جشن قرآن، مردم را از دریچه‌ای دیگر به میهمانی ماه خدا می‌برد، ولی مدیران فعلی بر این باورند که معانی عمیق‌تر و متعالی‌تر برای این ایام نیاز است که آن‌ها را هم فقط در کار‌های جدی و درام می‌توان یافت.

وی در پاسخ به این مطلب که پخش سه سریال با یک رویکرد و ژانر در ماه رمضان کج‌سلیقگی است، گفت: این گفته تا حدی درست است، چون پخش سه سریال درام پشت سر هم بیننده را خسته می‌کند، اما به هر حال همان گونه که گفتم مسئولان سیما برای این ایام معنویت و عرفان را در حزن و اندوه دیده‌اند، البته در سریال‌های درام تلویزیون عموماً یک رویکرد شایع است. آن‌هم اینکه تمامی مشکلات و شادی‌ها در انتها جای خود را به امید و شادی می‌دهد، هر چند قابل باور بودن چنین تغییر بنیادی غیرقابل باور است.

سلطان‌محمدی متذکر شد: در میان سریال‌های ماه رمضان مجموعه‌های تکراری نیز داریم که از دیگر شبکه‌های سیما پخش می‌شود. جالب است که در میان این آثار تکراری سریال طنز نیز وجود دارد. برای مثال امسال «پایتخت» و «پنجری» روی آنتن رفته است. پس شاید اگر بخواهیم کلی نگاه کنیم، باید گفت تعادل تا حدی در بین سریال‌های تلویزیون وجود دارد، اما اگر محور بحث سه سریال اصلی و جدید سیما در ماه رمضان باشد، همان برداشتی که پیشتر درباره آن حرف زدیم، صادق است.

این کارشناس رسانه یادآور شد: معنویتی شبه‌‎عرفانی که می‌گوید باید در خود فرورفت و هیچ‌گونه واکنش اجتماعی نداشت نگرش فعلی مدیران سیماست، در صورتی که مؤمن در هنگام افطار باید همان گونه باشد که توصیه شده؛ یعنی با سرور و شادی افطار کند، اتفاقی که با کار‌های فعلی سیما ممکن نیست.

وی درباره سریال‌هایی امسال چنین اظهارنظر کرد: دو سریال اول را هنوز ندیده‌ام، اما یک سریال را تماشا کرده‌ام که اثری ناشیانه است که سعی کرده از «شهرزاد» تقلید کند. کم‌توجهی در این سریال تا به اندازه‌ای ضعیف و خام است که در گویش شخصیت‌ها اشتباهات فاحشی را شاهدیم. این شکل کار به نظرم اتفاق بسیار بدی است که برخی مواقع سیما در دام آن، می‌افتد و می‌خواهد با تقلید از یک مجموعه موفق برای خود موفقیت کسب کند، اقدامی که بار‌ها آزمایش شده و راه رسیدن به آن هم همیشه منفی بوده است.

وی در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد: نمونه دیگر این اتفاق را در سریال‌های ماورایی تلویزیون می‌توان مشاهده کرد. چند سال پیش یک یا دو سریال موفق در قالب آثار ماورایی در ماه رمضان روی آنتن رفت که مورد توجه بسیاری قرار گرفت. همین امر باعث شد سال‌ها بعد هم شاهد کار‌های مشابه در این زمینه باشیم، بدون اینکه آثار جدید غنای مفهومی لازم را داشته باشند. در نتیجه چنین آثاری از تلویزیون کنار زده شد و دیگر شاهد چنین کار‌هایی نیستیم.

وی در پاسخ به این سؤال که چرا مردم عموماً از سریال‌هایی که در آن به موضوعات دینی در بستر زندگی روزمره توجه می‌شود روی خوش نشان می‌دهند، توضیح داد: بار‌ها گفته شده مستقیم‌گویی دیگر جواب‌گوی نیاز تماشاگر امروز نیست و مردم دیگر با کار‌هایی که به آن به صورت مستقیم توصیه می‌کند، ارتباط برقرار نمی‌کنند، اما وقتی مخاطبان مفاهیم مدنظرشان را در قالب یک اثر خانوادگی می‌بینند آن را می‌پذیرند و با آن همراه و همسو می‌شوند.

این منتقد رسانه گفت: امسال هم همین اتفاق رخ داده است. البته همان گونه که گفتم دو سریال اول را ندیده‌ام، اما آن طور که شنیده‌ام در سریال «برادر جان» شاهد پرداختن به موضوع «حق‌الناس» هستیم که به شدت جامعه امروز با آن درگیر است، اما چون این موضوع در قالب داستان خانوادگی رخ داده، تماشاگر با آن ارتباط برقرار می‌کند و این کار توانسته پرمخاطب‌ترین سریال کنونی سیما باشد.
سلطان محمدی در پایان این گفت‌وگو تأکید کرد: مایلم در خاتمه به برنامه‌های کودک سیما در این ماه اشاره‌ای کوتاه کنم. خوشبختانه برنامه‌سازی برای این سن بسیار متفکرانه‌تر از دهه‌های قبل شده است. در برنامه‌های فعلی تلاش می‌شود موضوعات دینی زبانی کودکانه داشته باشد، برخلاف گذشته که لحن برنامه‌ها شکلی ناصحانه داشت.

تاریخ انتشار: ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ساعت: ۰۹:۵۲

http://iqna.ir/fa/news/3812704/سرور-مؤمنان-با-سریال‌های-کنونی-ممکن-نیست-طرح-موضوعات-دینی-در-قاب-زندگی-روزمره

«نمایه»/ سینمای تخریبگر ناموفق!

«نمایه»/ سینمای تخریبگر ناموفق!

سینماسینما، حسین سلطان محمدی

 

سینماگران سینمای ایران در الگوگیری از رفتار سینمای عمدتا غربی، بی توجه به معیارهای فرهنگی و دینی و عرفی جامعه خودمان رفتار می کنند و انتظار دارند تماشاگران نیز همانند خودشان، از این رفتار، تبعیت کنند. این نکته و همچنین معیارهایی از روند جهانی یکسان سازی رفتار و کردار، باعث شده تا برای رسیدن به همسان سازی نزدیکتر، به انهدام بنیان های رفتاری و فرهنگی داخلی دست یازند و همان اداهای پست مدرنیسم در زیرپانهادن قواعد گذشته را درآورند. این موضوع با توجه به اکران فیلم «تختی» و رسیدن به انتهای زمان نمایش آن، بیشتر قابل بررسی و محک زدن است.

اگر در جامعه غربی رفتارهایی در منظر عموم دیده می شود و افشاگری ها یا گسست هایی اخلاقی و رفتاری برای تماشاگر به نمایش گذاشته می شود، با حال و هوای تجربی و تصویری و حافظه ای مردمان آن سرزمین ها هماهنگ است و متناسب با این نگره ها و برای رسیدن به بیشترین همراهی تماشاگر، آثار تصویری متنوعی ساخته و نمایش داده می شود؛ به گونه ای که رسانه، بالاترین تأثیر را بر آن جامعه می گذارد؛ اما نمی توان همان نسخه را برای جامعه ای با ویژگی های متفاوت پیچید. حتی تصاویر زندگینامه ای – مانند مورد اخیر فیلم «کتاب سبز» – یا افشاگرانه – نظیر فیلم هایی چون «جی. اف. کی» – نیز در آن جوامع، متناسب با باورهای فکری مردم آنجاست و مردم به این آثار به عنوان پارتیزان های فکری که خطوط فکری و فرهنگی ریشه دار در مردم را به هم می زند، نگاه نمی کنند. اما فیلمی مانند «تختی»، تخریبگر اندیشه مردم شده و نوعی ادای فیلمیک و پیامد دلبستگی به سینمای بیگانه بوده است.

در «تختی» برای نخستین بار به صراحت اعلام می شود که او خودکشی کرده بود و نه آن طور که طی نیم قرن به مردم گفته شده بود، به دست رژیم پهلوی «شهید» یا کشته شده است. همین، بسادگی باور مردم به قهرمان ملی بودن این شخص و مبارز دربرابر حکومت گذشته و مردمداری او را به هم ریخته است. ضمن آنکه دقت نشد که در اصول دین اسلام، فردی که خودکشی می کند، در آن دنیا عقوبت سختی درانتظار اوست و فردی عزیز نیست. بنابراین، قهرمانی که در خانواده مسلمان زیسته و مرام پهلوانی از او نقل می شود و رفتارهایی پوریای ولی وار برایمان از او نقل کرده اند، برای مردم عادی در اندازه یک آدم زبون و ذلیل که خودکشی کرده، تنزل یافته است.

تلاش های مذبوحانه صاحبان قلم و سخن در رسانه های گوناگون برای جلب نظر مردم به این فیلم هم اثر نکرد و فیلم، برخلاف انتظار، توفیق لازم را به دست نیاورد. از این تجربه ها کم نداریم که معمولا از این زاویه در سینمای ما به آن اندیشیده نمی شود. در سال ۱۳۸۰، فیلمی اکران شد به نام «رنگ شب»، که در آن، مردی به اشتباه فکر کرده که زنش فاسد است و بنابراین در شهر راه افتاده و شروع به کشتن زنان فاسد می کند و حتی زن خودش را نیز می کشد و در انتها که دستگیر می شود، پلیس به او می گوید که از اول اشتباه کرده و دربرابر پرسش افسر تحقیق که چرا به شک افتادی و زنت را کشتی، به افسر پلیس می گوید که – نقل به مضمون – «خودت وقتی خانه نیستی و سر کار می آیی، چقدر از خانه مطمئنی». بدین ترتیب نوعی شک مزمن و دائمی را به اندیشه تماشاگر می اندازد که باید نسبت به همه چیز و سلامت رفتاری خانه و خانواده، مشکوک بود. آیا تماشاگر ایرانی این نوع نگره سازی را برتافته است؟ مشخص است که نه و شاید یکی از دلایل شکست تجاری «تختی» هم، همین شکست تصویر و باور دائمی نسبت به شخصیتی چون تختی است که مردم بنا بر اندیشه درونی خود، از آن استقبال نکردند و دربرابرش ایستادند. شاید این فیلم اگر در گروه «هنر و تجربه» اکران می شد بیشتر مورد توجه قرار می گرفت و می شد به نظریه خودکشی، به عنوان یک یافته تاریخی نگاه کرد، اما وقتی در اکران عمومی آورده می شود، یعنی حکم یقینی است ولی مردم ایران با هرگونه درگیری با ناهنجاری های اخلاقی، به راحتی نمی پذیرند که چنین یافته هایی مستقیم توی صورتشان کوبیده شود، مانند تجربه ای که در فیلم «رنگ شب» رخ داد!

تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۲۴ - ساعت: ۱۳:۱۵

https://cinemacinema.ir/naghd/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DA%AF%D8%B1-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82/

 

اغلب چهره‌های مشهور محتوای رمضانی برنامه‌های تلویزیونی را منتقل نمی‌کنند!

یک منتقد:

اغلب چهره‌های مشهور محتوای رمضانی برنامه‌های تلویزیونی را منتقل نمی‌کنند!(اخبار ادبی و هنری)

یک منتقد تاکید کرد که چهره‌های مشهور در کسوت مجری، محتوای دینی ویژه برنامه‌های رمضانی را به مخاطبان خوب منتقل نمی‌کنند.
حسین سلطان محمدی در گفت‌وگو با خبرنگار کیهان ضمن بیان مطلب بالا گفت: معاونت سیما، این نگرانی بزرگ را دارد که چهره‌های مشهور از حیث دانش دینی و آگاهی‌های مذهبی نتوانند بار محتوایی برنامه را به‌دست گیرند و حس و معرفت دینی را منتقل سازند.
سلطان محمدی ادامه داد: البته این نگرانی کاملا بجاست و بارها نیز ثابت شده است که اغلب آنها توان لازم برای اجرای برنامه دینی را ندارند.
این منتقد تصریح کرد: باید بپذیریم کار اجرا، امری تخصصی است و بهتر است هر کسی کاری را انجام دهد که توانایی آن را دارد. نباید فکر کنیم یک چهره مشهور به حکم بازیگر بودن یا قرار داشتن در جایگاه شهرت، یعنی نسبت به اجرا یا هر کار تخصصی دیگر، موفق ظاهر خواهد شد. کم نبودند برنامه‌هایی که با چنین تصوری، از حیث محتوایی و جذب شایسته مخاطب، لطمه دیدند و شکست خوردند.

تاریخ انتشار: 22 اردیبهشت - صفحه 3 - ستون اخبار ادبی و هنری

http://kayhan.ir/fa/issue/1562/3

 

تلویزیون میان ماه عزا و ماه مبارک رمضان تفاوت قائل شود!

تلویزیون میان ماه عزا و ماه مبارک رمضان تفاوت قائل شود!

گزاش هفته با موضوع بررسی جای خالی سریال های طنز در ماه رمضان امسال؛

تلویزیون میان ماه عزا و ماه مبارک رمضان تفاوت قائل شود!

برخلاف سال های گذشته، صدا و سیما برای ماه رمضان امسال هیچ سریال طنزی تدارک ندیده است. این موضوع را با منتقدان و تهیه کنندگان تلویزیون بررسی کردیم که حاصل آن را از نظر می گذرانید.

جبار آذین منتقد سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار برنا درمورد تاثیر تولیدات تلویزیون در ماه های مناسبتی بر مردم، گفت: یکی از ویژگی های مهم که می تواند در دستور کار رسانه های کشور از جمله صدا و سیما قرار گرفته و برای آن برنامه ریزی مطلوبی صورت گیرد، ایام مناسبت های ملی، اجتماعی و دینی است. این مناسبت ها شرایطی را فراهم می آورند تا رسانه ها به ویژه صدا و سیما بتوانند با ارائه برنامه های مناسب و شایسته بین خود و مردم پل ارتباط قوی و فرهنگی بزنند. اما متاسفانه در سال های اخیر کمتر دیده شده سازمان صدا و سیما با لحاظ فرهنگ، سلیقه و نیاز مخاطب دست به تولید برنامه های مناسب در مناسبت ها بزند. به گونه ای که در زمان و مناسبت شادی ها از جمله ایام نوروز متاسفانه ما شاهد تولید برنامه ها و به خصوص سریال های مناسب این ایام که پاسخگوی شایسته انتظار مخاطب باشد نبودیم. ویژگی دیگری که مناسبت ها دارند با توجه به نوع مناسبات می تواند پلی بزرگ برای اتصال جامعه با صدا و سیما ایجاد کند که سبت های مذهبی و در راس آنها ماه مبارک رمضان است.

آذین با تاکید بر اینکه صدا و سیما باید هنرمندان کاربلد را به تلویزیون برگرداند، افزود: صدا وسیما با تولید برنامه های رمضانی که ماه عبادت شادی و خودسازی مسمانان است باید افزون بر درنظر گرفتن مولفه های ماه مبارک رمضان همراه و همگام با مخاطبان به معنویت ها پرداخته و با درنظر گرفتن خصوصیات این ماه به همدلی و همراهی مخاطبان مسلمان تلویزیون بپردازد. یکی از مهم ترین مولفه هایی که این سازمان باید در تولید برنامه های مناسبتی برای ماه مبارک مبارک رمضان درنظر بگیرد افزون بر لحاظ محتوا مذهبی توجه به شادی و امید در برنامه های تولیدی است. اما این مهم درست از زمانی که مدیریت صدا و سیما دچار تغییرات مکرر شده و پای هنرمندان حرفه ای سینما و تلویزیون، کاربلدان و برنامه ساز از تلویزیون بریده شده به ندرت در تلویزیون قابل مشاهده بوده است.

وی ادامه داد: در واقع اغلب تولیدات مناسبتی چه در برنامه های اجتماعی، سرگرمی و سریال ها آثاری متوسط و گاه با سوژه های تکراری و بیشتر از آنچه امیدوار کننده باشند با ارائه داستان های ناامید کننده و تلخ و سیاه باعث آزار مخاطب شده اند. این رخ داد در دو سال اخیر به شدت باعث ریزش مخاطب تلویزیون شده است.

آذین با اشاره به جای خالی سریال های طنز در ماه رمضان گفت: امسال هم گرچه دست صدا و سیما در ارائه دست کم مجموعه های تلویزیونی برای ماه مبارک رمضان چندان خالی نیست اما با توجه به تبلیغات ارائه شده و نمایش تیزرهای سریال هایی که برای ماه رمضان درنظر گرفته شده می توان دریافت که این سریال ها هم چندان همسو با ذوق و سلیقه فرهنگ و نیاز مخاطب نیستند. به عبارت دیگر نه آن خصوصیات لازمه یک سریال معناگرای رمضانی را دارند و نه می توانند به نیاز مخاطب که امروزه بیش از هر مسئله دیگر باید مدنظر صدا و سیما قرار گیرد پاسخ دهد.

وی افزود: صدا و سیما باید آگاهانه میان ماه عزا و ماه مبارک رمضان تفاوت قائل شود. سال گذشته اغلب برنامه و سریال های تلویزیون ناامید کننده و غم انگیز بود، اگر قرار باشد امسال هم این سازمان بر همان مدار حرکت کند باز هم شاهد ریزش مخاطب و به ناچار روی آوردن بخش های دیگری از مردم به سوی استفاده از برنامه های نه چندان پسندیده ماهواره ها باشیم. لذا دعوت از علاقه مندان حرفه ای و تولید برنامه های مناسب ایام ویژه رمضان و تغییر در نوع نگاه و برنامه ریزی برای تولید در این سازمان نه فقط در آن مناسبت ها بلکه در طول سال با توجه به خواست ها و انتظارهای مردم می تواند صدا و سیما را که متاسفانه در چند سال اخیر کاملا در مدار و مسیر انحصارگرایی کامل و اسپانسرزدگی قرار گرفته از مهلکه ای که گرفتار آن است نجات دهد.

جبار آذین در پایان با اشاره به تاثیر منفی و مخربی که اسپانسرها روی صدا و سیما گذاشتند بیان داشت: متاسفانه در چند سال اخیر این نگاه فرهنگی نیست که بر برنامه ها تولیدات و سریال های تلویزیون سلطه دارد که در واقع سرمایه، نفوذ و نظر اسپانسرها تعیین کننده شده است. از این رو اسپانسرها با سرمایه گذاری و حتی دخالت در چگونگی شکل دهی قصه ها و استفاده از عناصر هنری و غیرهنری برای برنامه ها اساس برنامه ریزی در صدا و سیما را بهم ریختند که لازم است این معزل ضدفرهنگی از تلویزیون برچیده شود.

چشم هایمان در ماه رمضان به سریال های تکراری آی فیلم و تماشا است

حسین سلطان محمدی

حسین سلطان محمدی منتقد سینما و تلویزیون با اشاره به اینکه صدا و سیما در ماه مبارک رمضان امسال سنت شکنی کرده است، گفت: آقای میرباقری برای ماه رمضان امسال وعده برنامه های شاد و مفرح دادند. برای مثال درعین حال که برنامه «ماه عسل» را نداریم؛ برنامه «عصر جدید» که در محتوا متنوع و سرگرم کننده است روی آنتن می رود. در هر حال امیدواریم صدا و سیما هرچه پیشفرض داشته است، درست از آب دربیاید.

این منتقد با بیان اینکه اقدام صدا و سیما در نداشتن سریال طنز غیرقابل پذیرش است افزود: وقتی سال ها مردم را به دیدن سریال طنز در ماه رمضان عادت می دهیم باید در همین مسیر پیش برویم تا قاعده برهم نخورد. این اقدامی که صدا و سیما انجام داده غیرمنتظره و نپذیرفتنی است در واقع صدا و سیما با این اقدام خود سنت شکنی کرده است. درست تر این بود حداقل یک سریال قصه طنز را از پیش می برد. بدیهی است اگر تمام سریال هایمان درام و عاشقانه باشد در فضای غمگین و مذهبی فرو می رود و این مفهومی که سال های گذشته در بین مردم جای انداختیم مبنی براینکه ماه رمضان مبارک و بهترین ماه مسلمانان است را به هم می ریزد.

وی ادامه داد: امیدوارم این سریال هایی که امسال صدا و سیما تدارک دیده آنقدر جذابیت داشته باشد که مردم پای تلویزیون بشینند. با این رویه ای که صدا و سیما پیش گرفته نشان می دهد دوباره داریم به سمت سریال های شیطان، فرشته، روح و ماوراء که فضای سنگین معنوی برای مخاطب ایجاد می کند بر می گردیم. در این شرایط باید چشم بدوزیم به شبکه های آی فیلم و تماشا تا ببینیم با سریال های تکراری چقدر می توانند مخاطب را پای تلویزیون نگه دارند.

نویسندگان دیگر حس و حال طنز نوشتن ندارند

علیرضا سبط احمدی

علیرضا سبط احمدی تهیه کننده سینما و تلویزیون مشکلات موجود در جامعه را عامل ساخته نشدن سریال های طنز دانست و گفت: تمام ما تهیه کنندگان، کارگردانان، نویسندگان و مدیران تولید بارها و بارها شاهد این بودیم که صدا و سیما همیشه از کارهای طنز استقبال کرده و در جلسات مختلف همیشه از ما خواسته کار طنز ارائه دهیم تا مردم لذت ببرند اما باید بپذیریم روحیات و حس و حال نویسنده نزدیک به روحیات موجود در جامعه است.

وی در همین مورد ادامه داد: طنزی که بتواند از متن دربیاید، برای جامعه باشد و بتواند مردم را قلقلک دهد در فیلمساز بروز نمی کند. متاسفانه کشور ما مدت های طولانیست درگیر فشارهای اقتصادی و اجتماعی است و هر طرفی به آن فشار وارد می شود. نویسندگان و تولیدکنندگان هم در همین جامعه زندگی می کنند و طبیهی است حس طنز از آنها بر نمی آید. هرکدام از ما که در این جامعه زندگی می کنیم، وقتی به هم می رسیم به جای اینکه بگوییم و بخندیم بحث های سیاسی و اقتصادی می کنیم. متاسفانه در شرایط کنونی کمتر می بینیم که خانواده ها شاد و خوشحال باشند. برای مثال همین روزها که بحث گران شدن بنزین داغ است وقتی خیابان می رویم می بینیم مداوم همه در حال صحبت کردن از تاثیر گران شدن بنزین در سفره هایشان هستند. مسلم است در این شرایط هیچ کسی حال خندیدن ندارد.

سبط احمدی با اشاره به اینکه طنزهای سینما مبتذل هستند بیان داشت: طنزهایی که در سینما کار می شود طنزهایی نیست که با مردم بتوانند با آن جوشش پیدا کنند و با روحیات آنها سازش داشته باش، عموما طنزهایی است که با فضای اروتیک، شوخی های جنسی و جسمی ایجاد طنز می کند. این نوع طنز مبتذل است و هیچ ارزشی ندارد.

این تهیه کننده مشکلات اقتصادی و گران شدن همه دستگاه ها و ابزارها را عامل دیگری در ساخته نشدن سریال های طنز دانست و اظهار کرد: همانطور که عرض کردم از نظر من اولین دلیل در نساختن سریال های طنز نداشتن روحیه شاد در سازندگان ما است. دومین مورد مشکلات و مسائل اقتصادی است که امروزه گریبان گیر همه شده است. من به عنوان تهیه کننده اگر بخواهم دوربین را از تهران بیرون ببرم باید هزینه های بسیار سنگینی را متحمل شوم که با بودجه ناچیز صدا و سیما همخوانی ندارد. زمانی که تلویزیون دستش بازتر بود می گفت 6 کار برای فلان مناسبت بسازید تا ما از بین آنها 2 سریال را پخش کنیم باقی را هم بعد از مناسبت پخش می کنیم. صدا و سیما به مراتب با این روش کار کردن دست پخش، تهیه کننده، کارگردان و... را باز می گداشت تا اینکه کاری را دم مناسبت با عجله و هول هولکی تحت هر شرایطی بسازیم.

علیرضا سبط احمدی در پایان گفت: من می توانم همین لحظه  100 مورد قصه گریه داریم تعریف کنم اما دو مورد طنز  هم نمی توانم بگویم. متولین جامعه و دولت باید بازتاب این فشارهای اقتصادی و اجتماعی را که در جامعه وجود دارد ببینند و برای آن فکری کنند. وگرنه تا زمانی که شرایط جامعه به این صورت باشد هیچ کس حس و حال خندیدن هم  ندارد چه برسد به طنز نوشتن.

خبرنگار: الهام مرادی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۲/۲۰ - ساعت: ۰۶:۰۰:۰۰

https://www.borna.news/بخش-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/841259-%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B9%D8%B2%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D9%82%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%B4%D9%88%D8%AF

تکه پرانی‌های سیاسی بی‌اثر در سینمای کمدی

سینمای ایران

سینمای کمدی جدا از هدف ایجاد سرگرمی و لذت برای مخاطب گاهی دنبال اهداف دیگری در لایه‌های زیرین خود هم می‌رود. هجو، هزل موضوعات جدی و اشاراتی در قالب طعنه‌های طنز و گزنده خاصیت آثار کمدی است و زمانی که موضوع آن مسائل سیاسی، اقتصادی و... باشد به دلیل حساسیت‌هایی که این موضوعات در جامعه دارد بیش از پیش هم به چشم خواهد آمد.

صبا کریمی/

سینمای کمدی جدا از هدف ایجاد سرگرمی و لذت برای مخاطب گاهی دنبال اهداف دیگری در لایه‌های زیرین خود هم می‌رود. هجو، هزل موضوعات جدی و اشاراتی در قالب طعنه‌های طنز و گزنده خاصیت آثار کمدی است و زمانی که موضوع آن مسائل سیاسی، اقتصادی و... باشد به دلیل حساسیت‌هایی که این موضوعات در جامعه دارد بیش از پیش هم به چشم خواهد آمد. فضای جامعه ما به گونه‌ای است که ناخواسته مسائل فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی گاهی با سیاست آمیخته می‌شود و عجیب نیست وقتی در یک کمدی شاهد طعنه زدن به بدنه‌های مختلفی همچون فضای اجتماعی و سیاسی جامعه هستیم. گرچه سینمای ما در این مورد قدری محافظه کارانه‌تر عمل می‌کند و ارجاعات سیاسی مثری را در این گونه آثار نمی‌بینیم و بیشتر شاهد شوخی‌های خفیفی هستیم که اغلب مواقع به لودگی و ساده انگاری تنه می‌زند.

«اخراجی‌ها»، «گشت‌ ارشاد» و «گشت2»، «تلفن همراه رئیس جمهور»، «مصادره»، «ایران برگر»، «اکسیدان»، «مارموز» و... تنها نمونه‌هایی از فیلم‌های کمدی با رگه‌های سیاسی است. از این مهم هم نباید گذشت که اساساً چیزی به نام کمدی سیاسی وجود ندارد و در بهترین حالت می‌توان آثاری که محتوای اینچنینی دارند را در دسته بندی سینمای اجتماعی ـ انتقادی قرار داد. با این حال پرسش اینجاست که آنچه از سینمای کمدی بیرون می‌آید و گاهی هم نقبی به نارضایتی‌های اجتماعی و مسائل سیاسی می‌زند تا چه حد در فضای اجتماعی رخنه می‌کند و اساساً تأثیرگذاری آن چگونه است. نمونه اخیر این سینما، «ژن خوک» ساخته سعید سهیلی است که در ادامه فیلم‌های نیش و کنایه‌دارش همچون دوگانه «گشت ارشاد» و «کلاشینکف» ساخته است. فیلمی که این بار سراغ ژن‌های متفاوت جامعه رفته و برخلاف آنچه خودشان فکر می‌کنند ژن خوب هستند، آن‌ها را با لحنی گزنده «ژن خوک» خطاب می‌کند. فیلم تازه سهیلی برخلاف «گشت2» که با فروش 19 میلیاردی توانست رتبه پنجم پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران را به دست بیاورد، نتوانسته پس از 6 هفته، فروش خود را به 3 میلیارد برساند و با وجود اینکه موضوع حساسی دارد اما ظاهراً آن گونه که باید به مذاق مخاطبانش خوش نیامده است.

حسین سلطان محمدی، منتقد سینما درباره ارجاعات سیاسی در فیلم‌های کمدی می‌گوید: کمدی از برخورد غیرمتعارف با مسائل جدی جامعه ایجاد می‌شود و طبعاً غیرمنتظره بودن آن مردم را به خنده وادار می‌کند. معمولاً شوخی‌ها در جامعه به نوع نگاه و انتخاب واژگانی برمی‌گردد که ما به صورت روزمره از آن‌ها استفاده می‌کنیم. فضای مجازی، جامعه امروز را بسیار با خود درگیر کرده و انتقادات و تمسخرهایی نسبت به وضعیت موجود در جامعه اعم از بحث‌های اجتماعی، فرهنگی، برخورد ایجابی یا سلبی حکومت و... در این فضا موجب شده مردم هر جایی به این مباحث بربخورند احساس کنند که همه مسائل ختم به مباحث سیاسی می‌شود.

وی در ادامه می‌افزاید: در حالی که از گذشته هم این گونه نبوده و سیاست به مسائلی در حوزه کسب قدرت و مدیریت جمعی از جامعه مرتبط می‌شده و متمرکز بر حاکمیت طلبی و حاکمیت پذیری بوده است اما در جامعه ما وضع به گونه دیگری است و هر کس که بتواند از طعنه، مزاح و شوخی‌هایی که در فضای مجازی وجود دارد، در فضای سنتی و شفاهی بهترین کلمات و طعنه آمیزترین را استفاده کند به ظاهر برنده است. در سال‌های اخیر مسائلی همچون فضای سیاسی و آسیب‌هایش، اختلاس‌ها، نگرش‌های متفاوت جناح‌های سیاسی نسبت به یکدیگر، فضای مجازی و همه آنچه که در سطح عموم جامعه، روشنفکران و رجال سیاسی در حرکت است مردم را درگیر کرده و موجب شده با استفاده از قدرت کلمات، نگاه طعنه آمیز، هجو و هزل داشته باشند. حال فیلمساز از مجموع این‌ها فیلم می‌سازد و تصمیم می‌گیرد یا به صورت عامیانه به آن‌ها بپردازد که نتیجه‌اش فیلم‌هایی مانند «تگزاس»، «لس آنجلس تهران»، «هزارپا» و حتی فیلمی مانند «گشت ارشاد» می‌شود که سازندگانش معتقدند اثری سیاسی است اما به نظرم به صورت عام به این مباحث پرداخته شده است و در سطح مقامات یا سیاست به مفهوم قدرت طلبی کمتر اثری دیده‌ایم و از این زاویه کمتر به آن پرداخته شده و تمام مزاح و طعنه‌هایی که به اختلاس‌ها و ژن خوب زده می‌شود صرفاً تک نمونه‌هایی که مطرح شده را به تصویر می‌کشند و هیچگاه به صورت عمده روند و جریان آن را بررسی نمی‌کنند.

وی دلیل عدم پرداخت مستقیم به این جریان را عدم ذکاوت سازنده اثر می‌داند و می‌گوید: به نظرم این طور که فکر کنیم سانسور اجازه نمی‌دهد به این مضامین پرداخته شود، اشتباه است. من یک عبارتی از بهمن فرمان آرا دیدم که برایم بسیار جالب بود. ایشان جایی گفته است اگر به من بگویند یک یا چند پلان فیلمم را حذف کنم نگران نیستم چون چیزی از اثر کم نمی‌شود و در واقع روال مفهوم داستانی که تعریف می‌کنم یکسان است و از ریتم خارج نمی‌شود. فیلمساز وقتی اثری می‌سازد باید بداند در چه چارچوبی باشد و چه ضوابط و قواعدی را باید رعایت کند و سلیقه‌های مسئولان گوناگون متأثر از جناح‌های مختلف سیاسی، متأثر از نگرش‌های فرهنگی و مذهبی که در جامعه قدرت است را در نظر بگیرد؛ اگر همه این‌ها را بشناسد طبیعتاً با خط قرمزها آشناست و مسیر را می‌شناسد و می‌تواند با وجوه و جنبه‌های گوناگون آن بازی کند.

این کارشناس فرهنگی تأکید می‌کند: فیلم «ژن خوک» هم همین گونه است. براساس ماجرای ژن خوب شکل گرفته و به نظرم اینجا شکل بدتری پیدا کرده است و طعنه نه چندان معقولی می‌زند که می‌توان آن را بیشتر بازی کلامی دانست و در واقع نوعی از حرص ناشی از انفعال و عدم توانایی در مقابل این افراد را به نمایش می‌گذارد. ژن خوب به همان بحث آقازاده‌ها برمی‌گردد که از قدیم مطرح بوده و امروز به ژن خوب تبدیل شده است و در راستای تحول واژگانی این واژه جایگزین شده است. در مفهوم آقازادگی یک نوع اختیار سوء استفاده وجود داشت اما در مفهوم ژن که امروز استفاده می‌شود اختیاری وجود ندارد و خودشان فکر می‌کنند ذاتاً نسل آن‌ها این‌گونه شکل گرفته و پرورش یافته است.

این منتقد به طعنه‌های سیاسی در فیلم‌های سعید سهیلی اشاره می‌کند و می‌گوید: به نظرم فیلم‌های سهیلی همچون دوگانه «گشت ارشاد» و «ژن خوک» اشاراتی دارد اما چندان تأثیرگذار نیست. طعنه‌های سیاسی در واقع وانمود کردن به این مسئله است که من می‌توانم کمی تندتر به جلو حرکت کنم. سهیلی هم شاید از همان جهتی حرکتی کرد که گاهی حاتمی کیا و ده نمکی را به آن منسوب می‌کنیم. سعید سهیلی نیز به یکسری سلیقه‌ها و مدیریت‌های سینمایی در دوره 40 ساله پس از انقلاب نزدیک بود. همان طور که در مورد امثال حاتمی کیا و ده نمکی معتقدیم که هاله‌ای حمایتی اطرافشان شکل گرفته و می‌توانند فراتر از فیلمسازان بدون حامی به این گونه مباحث بپردازند و خودشان را درگیر این فضا کنند، سهیلی هم از این فضا استفاده کرده است اما خروجی آثار طنزش که آمیخته با طعنه و کنایه است هیچ اثرگذاری سیاسی ندارد.

سلطان محمدی با مطرح کردن یک پرسش این طور ادامه می‌دهد: به نظر شما تأثیر سیاسی که در گذر زمان در اثری مانند «آژانس شیشه‌ای» وجود دارد بیشتر است یا مزاح‌های کلامی که در «گشت ارشاد» یک و دو و فیلمی مانند «نهنگ عنبر» می‌آید؟ مشخص است که در نمونه اول تغییرات دوره‌ای فضای سیاسی را بهتر می‌توان دید، حتی «بادیگارد» نیز نمونه خوب دیگری است که می‌توانیم به آن اشاره کنیم. نسل قدیمی انقلاب باید در حال حاضر به چه چیزی توجه کند و از چه چیزهایی غافل شده است؟ سبک حفاظتی ایده آل امروز چیست؟ پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها به خوبی در «بادیگارد» داده شده است. اما نگاهی به «گشت ارشاد» نشان می‌دهد که بیشتر با یک بازی زبانی روبه‌رو هستیم که گاهی به قدری تکرار شده که در واقع تکرار بیش از حد آن را فاقد اثر می‌کند. سعید سهیلی با این سبک فیلمسازی وانمود می‌کند که با نگاه سیاسی جلو می‌رود و اثرش سیاسی است در حالی که صرفاً درگیر بازی کلامی است.

این منتقد اضافه می‌کند: در سال‌های اخیر وانمود کرده‌ایم که جامعه غمگین است در حالی که در سطح شهر پر از شادی است. در واقع برای توجیه این همه کمدی کم ارزش و اصطلاحاً من درآوردی بسادگی به لودگی کلامی رسیده‌ایم. مشخص است که اگر پرداختن درست به مباحث سیاسی مدنظر باشد چه فیلمسازانی از نگاهی درست به آن پرداخته‌اند. می‌بینیم چه کسانی بیشتر محل توجه یا حمله بودند. حتی خود حاتمی کیا هم این تغییرات را داشته است. اخیراً هم به عنوان هنرمند سال انقلاب انتخاب شد و هوشنگ گلمکانی نیز به تغییرات وی اشاره کرد و گفت: من حاتمی کیای قدیمی را که فیلم می‌ساخت و اعتراض کلامی نمی‌کرد بیشتر دوست دارم و می‌بینیم که حاتمی کیا می‌گوید من همانم و این نشان می‌دهد فیلمش، شخصیتش و نگاه سیاسی‌اش به قدری جدی است که روی جامعه تأثیرگذار است اما سطح متوسط جامعه با این شکل کمدی‌ها همچون «ژن خوک» یا کمدی‌هایی همچون «رحمان 1400»، «تگزاس» و... به تسکین درونی و روانی می‌رسد، اما کسانی که به دنبال تأثیرگذاری هستند قطعاً فیلمی مانند «بادیگارد» را قدرتمندتر از آثاری همچون «گشت ارشاد» می‌دانند.

این منتقد به نمونه دیگری اشاره می‌کند و می‌گوید: «بوی پیراهن یوسف» با محوریت انتظار ساخته شده است، آقای ده نمکی هم درباره «زندانی‌ها» مدعی است که اثرش درباره مفهوم انتظار است و به نظرم کمتر کسی جز خود ایشان به مفهوم انتظار در فیلم پی برده است؛ بنابراین نتیجه می‌گیریم شیوه بیان موضوع، ارزش و میزان تأثیرگذاری آن را نشان می‌دهد و بعضاً فیلم‌های کمدی که گاهی تکه پرانی‌های سیاسی می‌کنند عملاً تأثیری در فضای جامعه ندارند.

طهماسب صلح جو اما معتقد است: این نوع کمدی‌ها در عرصه سینما و حتی برنامه‌های قدیم رادیو و تلویزیون رواج داشته است و به نظرم نمی‌توانیم به آن‌ها نام کمدی سیاسی بدهیم. این‌ها در واقع کمدی انتقادی است که بعضاً هجوآمیز هم هستند و گوشه و کنایه‌ای هم به مسائل سیاسی می‌زنند.

وی می‌گوید: این فیلم‌ها از شرایط اجتماعی انتقاد می‌کنند و اگر بخواهیم این گونه آثار را دسته بندی کنیم می‌توان آن‌ها را کمدی‌های اجتماعی انتقادی قلمداد کرد که به فراخور شرایط زمانه این موضوعات بیشتر جلب توجه می‌کند و امروزه هم اگر این گونه فیلم‌ها بیشتر ساخته می‌شود و مردم از آن‌ها استقبال می‌کنند به این دلیل است که این مسائل در فضای جامعه پر رنگ شده است و اتفاقاً فیلم هایی هم ساخته می‌شوند که به آن‌ها گوشه و کنایه می‌زنند، اما با این اوصاف این گونه آثار در جایگاه خودش دارای ارزش است.

این منتقد قدیمی سینما درباره گسترده شدن سیطره فضای مجازی در سینما می‌گوید: همین مسائلی که به آن اشاره کردم نشأت گرفته از نفوذ فضای مجازی در جامعه است. یک زمانی چیزی به نام سینمای اجتماعی وجود داشت و نکاتی که این فیلم‌ها مطرح می‌کردند برای تماشاگر تازگی داشت اما امروزه فضای مجازی عملاً چیزی برای سینمایی که بحران‌های اجتماعی را مطرح می‌کند باقی نگذاشته است و در واقع این فضا از سینما جلو افتاده است. ضمن اینکه لزوماً این فیلم‌ها دیگر آگاهی دهنده نیستند و صرفاً با این موارد شوخی می‌کنند که مردم ببینند و بخندند، چه بسا فاقد ارزش‌های محتوایی است و حرف تازه‌ای برای گفتن ندارد.

ساعت انتشار: ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ساعت: ۱۴:۱۳

http://qudsonline.ir/news/654822/تکه-پرانی-های-سیاسی-بی-اثر-در-سینمای-کمدی

«نمایه»/ سینما دربرابر ما!؛ به بهانه ماجرای اکران فیلم «رحمان ۱۴۰۰»

«نمایه»/ سینما دربرابر ما!؛ به بهانه ماجرای اکران فیلم «رحمان ۱۴۰۰»

سینماسینما، حسین سلطان محمدی

وقایع رخ داده درباره فیلم «رحمان ۱۴۰۰» و حواشی آن، نشان داد که در سینمای امروز هستند کسانی که دربرابر ما – به مفهوم مجموعه باورهای حاکم بر جامعه فعلی – ایستاده اند. این موضوع، پیامد گسترش تدریجی نابهنجاری اخلاقی و بخصوص نابهنجاری کلامی در آثار عمدتا موسوم به کمدی سال های اخیر است که با باورهای فرهنگی جامعه ما، خواه با منشأ دینی تحلیل شود و خواه با منشأ دیگر، متفاوت است.

فیلم «رحمان ۱۴۰۰»، اصلاحات می خورد و با محدودیت سنی ۱۲ سال اکران می شود و سیستم ناتوان نظارت بر عملکرد ساختار سینمای ایران، متوجه نمی شود که نسخی از فیلم بدون اصلاحات اعلام شده در حال اکران است و حتی این سیستم آنقدر فشل است که خودش این محدودیت سنی در سالن ها را جدی نمی گیرد و بچه ها نیز همراه والدین بی دقت، به تماشای این فیلم در سالن های سینمایی رفته اند. بعدا از طریق کسانی که از این اقدام توزیع کننده بسیار آشنای این فیلم خبر داشته اند، به طریقی لو می رود که اعتراض های در حال توسعه در اذهان مردم به این فیلم و نیز در بعضی مجاری مجازی، ناشی از این نمایش این نسخ است و در اینجاست که ناظران، به اجبار بیرونی و نه ایفای وظیفه اداری، فیلم را از اکران بر می دارند. اگرچه در زمان نگارش این متن – غروب ۲۸ فروردین – هنوز براساس مندرجات سایت سینما تیکت، در سه شهر بوشهر و لاهیجان و چالوس، اکران این فیلم، ادامه دارد. این خلاصه ساده ماجراست، اما داستان از جهاتی دیگر هم قابل بحث است. چون جمعی از سینماگران سخن سر داده اند که توقیف این فیلم غلط است یا متأسفیم یا فشار بر روی سینما زیاد است و سینما دیگر تحمل این نوع برخورد را ندارد و الخ. اما این دوستان آگاهانه سرنا را از سر گشادش می نوازند.

اصولا در این چهل سال، با هر روشی که بود، تلاش شد تا اندیشه در سینما به همراه سرگرمی توسعه یابد. تلاش شد با محمل قانونی یا با شعار آرمانی و اقدام قانونی منبعث از این آرمان، در سینما اعمال سیاست شود. تلاش شد به عنوان یک انسان، ابتدا به مغز او خوراک داده شود و سپس به قلب و عاطفه و احساس توجه شود. اما با مسامحه بیش از اندازه و با چشمپوشی از همین قانون های نه چندان محکم، آنچه به دست آمد، توجه رو به نزول از مغز و قلب و احساس انسانی به اسافل انسانی در آثار سینمایی است. یعنی به «لذت گناه آلود» تمسک جسته شده است. قاب های بعضا مثالی این فیلم که در آثار دیگر هم همراه با کلمات نادرست، دیده شده، بیانگر این است که عده ای آگاهانه در حال به چالش کشیدن بنیان های فرهنگی جامعه هستند و مردم را به بهانه بشدت پوشالی «نیاز به شادی» و مانند آن، به فروپاشی ذهنی کشانده اند. سینمایی که ادعا می شد به صورت یک مکتب اخلاقی یا مکتبی حاوی اندیشه و سخن، در چهل سال اخیر، در جهان مطرح است، اکنون باید دلنگرانش بود که وسوسه سود مادی آن را به عصر حجر فیلمفارسی برنگرداند.

طبیعی است که این رویه باید همه صاحبان اندیشه را به این محمل نزدیک کند که به جای نظارت ساکت، به اقدام جدی و فعال در مقابله با این نگرش در حال توسعه و رو به عادی نمایی برآیند. اینکه کسی به بهانه فیلم از توقیف درآمده اش بعد چند سال به توقیف این فیلم اعتراض کند، یا هنرمندی که قبلا در یکی از جشن های انجمن منتقدان می گفت ما در فیلم های مان به دنبال هشدار دادن هستیم و نه ایجاد فساد، معترض شود یا سومی که خود کم کم به بهانه تحلیل شرایط اجتماعی و نقد آن به حیطه این نوع فیلمها در حال قربت تدریجی است از عدم تحمل فشار به سینما بگوید (بماند که فشار از کدام سو و چه فشاری؟)، بخواهند اقدام قانونی را به چالش بکشند، کاری بسیار نابجاست.

چهل سال اندیشه فرهنگی در این سینما و وجود چهره های شاخصی در تداوم این نگرش فرهنگی به ما هشدار می دهد که نباید گذاشت سینما بیش از این به ورطه سرگرمی نازل سقوط کند. و شاید وقت آن است که از سازمان سینمایی بخواهیم هر آنچه از اختیارات قانونی در شوراهایی چون اکران یا صدور پروانه نمایش یا مانند آن را که به صنوف تفویض کرده است بازنگری کند و تا وقتی قانون بنیادین وزارت ارشاد و آیین نامه های آن که نظارت بر فعالیت های فرهنگی را از وظایف این وزارت خانه دانسته دچار تغییر بنیادین نشده، آن را بی کم و کاست اجرا کند؛ مگر آنکه حرکتی مبتنی بر اندیشه و سرگرمی سالم برای اصلاح این رویه آغاز شود و ما از این دغدغه که سینما در برابر ما به مفهوم عام جامعه و فرهنگ قرار گرفته، فاصله بگیریم.

تاریخ انتشار: ۱۳۹۸/۰۱/۲۹ - ساعت: ۱۱:۴۴

https://cinemacinema.ir/naghd/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%9B-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%A7%D8%AC/