تلویزیون یا بنگاه استعدادیابی/ وقتی رسانه به تب شهرت دامن می‌زند

تلویزیون یا بنگاه استعدادیابی/ وقتی رسانه به تب شهرت دامن می‌زند

برنامه‌های استعدادیابی در تلویزیون اگرچه مخاطبان زیادی دارد اما فراگیری این سبک از برنامه‌سازی در سال‌های اخیر چقدر مبتنی‌بر یک سیاست‌گذاری مدون و هدفمند است؟

خبرگزاری مهر- گروه هنر- عطیه موذن: آیا تلویزیون به تب «دیده شدن» و «شهرت‌طلبی» دامن می‌زند؟ این سوالی برای آغاز این گزارش است. برای پاسخ به این سوال می‌توان از نظریه شناخته شده «برجسته‌سازی» کمک گرفت که مدعی است رسانه‌ها بر شناخت و نگرش مردم و تعیین اولویت‌های ذهنی آنان از طریق انتخاب و برجسته‌سازی بعضی از موضوعات و رویدادها تاثیر می‌گذارند. به عبارت دیگر رسانه اگرچه نمی‌تواند تعیین کند که مردم «چگونه» بیندیشند اما می‌تواند تعیین کند که مردم «درباره چه» بیندیشند.

این نظریه درباره رسانه‌های جمعی مثل تلویزیون رسمی کشور زمانی بیشتر اهمیت می‌یابد که بدانیم این رسانه جمعی به‌طور بالقوه ۸۰ میلیون مخاطب دارد و در تحقیقات و نظرسنجی‌های سازمان صداوسیما اعلام می‌شود که دست کم ۷۶ درصد مخاطب و بیننده این رسانه هستند.

اگرچه یک اولویت اصلی نظریه «برجسته‌سازی» اولویت سیاسی است اما تلویزیون گاه با نداشتن استراتژی و سیاستگذاری‌های درست و مناسب موضوعاتی را برای مخاطب برجسته می‌کند که شاید حتی در اولویت خودش هم نبوده و اساسا هم نباید در سیاستگذاری‌های رسانه‌ای که مدعی است قرار است فرهنگسازی یک کشور را به دست بگیرد و سبد کالای فرهنگی مردمش را تعیین کند، وجود داشته باشد. با این حال تلویزیون این روزها در رقابت با شبکه‌های ماهواره‌ای و در پیشتازی برای جلب نظر مخاطب به سمت راهکارهایی می‌رود که غالباً پیامدی معکوس با اهداف اولیه برای مخاطب به همراه دارد.

قضیه این بار نه به سریال‌های گاه بی‌کیفیت مربوط می‌شود نه به شکل و فرم و حتی حجم پیام‌های بازرگانی و نه حتی به اسپانسرها و ستاره-مربع‌هایی که در پس برنامه‌های تلویزیونی خودنمایی می‌کنند؛ این بار این سوال زمانی مطرح می‌شود که با انتخاب هر شبکه و کمی مکث روی آن انواع تیزرهای شرکت و ثبت نام در مسابقات استعدادیابی را می‌بینید؛ مسابقاتی که به نام استعدادیابی و سرگرمی می‌آیند اما هنوز مشخص نیست هدف و سیاستگذاری اصلی‌شان چیست؟ و آیا صداوسیما که صدالبته یکی از کارکردهای آن سرگرمی است، باید سرگرمی را فقط در مسابقات استعدادیابی جستجو کند؟ ساخت چندین پروژه بزرگ با عنوان مسابقه استعدادیابی هم اکنون در دستور کار سیما قرار دارد، مسابقاتی که در حوزه‌های مختلف طراحی شده‌اند و در بهترین حالت طبق نظریه «برجسته‌سازی» پیامد اولیه آنها دامن زدن به تب شهرت و دیده شدن در جامعه خواهد بود. صداوسیما که قرار است به عنوان رسانه‌ای مرجع در جمهوری اسلامی فعالیت داشته باشد گاه با برخی رویکردها و توسل به برخی روش‌ها مثل مجلات زرد عمل می‌کند که تنها در پی افزایش مخاطب و بیشتر دیده شدن هستند.

همین الان هم به تعداد شبکه‌های اصلی، مسابقه‌های استعدادیابی در دست تولید است که یا تیزرهای آن‌ها در حال پخش است و یا برای جذب شرکت کننده فراخوان داده‌اند. مسابقاتی که مخاطب می‌داند با حضور در آن‌ها اولین جایزه‌اش حضور در قاب تلویزیون و «دیده شدن» در مقابل چشمان مخاطب است؛ همان مخاطبی که این روزها در شبکه‌های مجازی و اجتماعی بیشتر از هر علم و دانش و معرفت با انبوهی از اطلاعات پراکنده مواجه می‌شود و در محیطی رشد کرده است که در آن همه تشنه دیده شدن و چهره شدن هستند.

فصل یک؛ سونامی استعدادیابی در سیما

اما وقتی از تب تولید برنامه‌های استعدادیابی در شبکه‌های مختلف سیما صحبت می‌کنیم، منظورمان چیست؟

شبکه دو سیما بیشتر از یک ماه است که تولید مسابقه‌ای با نام «فوتبالی‌ها» را کلید زده است. مسابقه‌ای که در آن تاکید می‌شود برای علاقه‌مندان بین ۸ تا ۱۸ سال است و در چند فصل به تهیه‌کنندگی حمید اسکویی تولید خواهد شد. از آنجایی که قرار بوده فصل اول آن در ایام دهه فجر از این شبکه پخش شود، احتمالا خروجی آن زودتر از همه مسابقات استعدادیابی در سیما روی آنتن می‌رود.

درست به موازات تولید این مسابقه فوتبالی، مسابقه فوتبالی دیگری در شبکه سه در حال طراحی است که «ستاره‌ساز» نام دارد و جواد فرحانی تهیه‌کننده آن است. خداداد عزیزی و فیروز کریمی از چهره‌های فوتبالی کشور در تیم کارشناسی این مسابقه حضور دارند و در تیزرهای آن در کنار محمدحسین میثاقی چهره امیرعلی دانایی از بازیگران سینما و تلویزیون نیز دیده می‌شود.

اینکه این دو مسابقه درست در یک بازه زمانی تولید می‌شوند خود اولین شاهد مثال برای نبود سیاستگذاری کلان در تلویزیون است. مسابقه «ستاره ساز» در شبکه سه که جوانان و ورزش در آن محوریت دارند تولید می‌شود و شاید این شبکه از اولویت بیشتری برای تولید این مسابقه برخوردار باشد با این حال هنوز جز انتخاب کارشناسان مسابقه و حضور میثاقی و دانایی اطلاعات و جزییات دیگری از این مسابقه در دسترس نیست.

در همین شبکه، این روزها تیزر دیگری از یک برنامه با نام «عصر جدید» پخش می‌شود که حدود چند ماه پیش علی فروغی مدیر شبکه سه سیما با حضور در برنامه «حالا خورشید» وعده آن را داده و گفته بود که قرار است احسان علیخانی با یک تلنت شو یا همان برنامه استعدادیابی به شبکه سه بیاید.

در تیزرهای این مسابقه که ابتدا به دلیل تخصص احسان علیخانی در اجرا تصور می‌رفت در حوزه اجرا و یا تخصص‌هایی مشابه باشد تاکید می‌شود که این مسابقه، نوعی استعدادیابی در همه زمینه‌ها و برای همه سنین و اقشار است. علیخانی خود اجرا و تهیه‌کنندگی این مسابقه را بر عهده دارد و قرار است مخاطبان در زمینه‌های ورزشی، هنری و سرگرمی ویدئوهایی پنج دقیقه‌ای را برای این برنامه ارسال کنند که احتمالا تلنت شویی خواهد بود که بیشتر بر سرگرمی استوار است تا تخصص.

شبکه چهار سیما از سال ۹۰ مسابقه‌ای با نام «چهار، سه، دو، یک» را روی آنتن برد که طی این سال‌ها پنج فصل از آن روی آنتن رفت. این مسابقه البته ادعایی برای استعدادیابی ندارد اما فرم و ساختار برنامه مسابقه‌ای است که شرکت‌کننده خود را در حوزه‌های مختلف سینما، بازیگری، دوبله و... می‌آزماید و در سایت این شبکه برای ساخت سری جدید آن فراخوان داده شده است.

همچنین این روزها بهروز افخمی نیز که قرار بود در ۲ برنامه سینمایی در شبکه سه و پنج حضور یابد علاوه‌بر ویژه‌برنامه‌ای که در ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر روی آنتن خواهد برد در تدارک ساخت برنامه استعدادیابی «فیلمساز» نیز هست؛ برنامه‌ای که قرار است در چند فصل روی آنتن برود و اولین فصل از آن قبل از ماه رمضان ۹۸ به پخش می‌رسد اما هنوز مشخص نیست که اولین فصل از این مسابقه فیلمسازی در چه حوزه‌ای از سینما باشد و کدام قشر از علاقه‌مندان به این حوزه را به میدان وارد خواهد کرد.

با این حال اگر حتی در یک بخش هم به بازیگری بپردازد باز با مسابقه دیگری که هم اکنون در حال تولید است و به تازگی فراخوان آن منتشر شده است موازی‌کاری خواهد داشت؛ مسابقه «هنرپیشه» که محمدمهدی عسگرپور تهیه‌کننده و بیژن میرباقری کارگردانی آن را بر عهده دارد حدود یک سال است که در پروسه طراحی و تولید برای شبکه نسیم در دستور کار قرار دارد و از مخاطبان به عنوان «سوپراستارهای آینده» دعوت می‌کند تا با طی مراحل ثبت نام، برای حضور در برنامه آماده شوند.

این مسابقه که جزییات بیشتری از آن نسبت به مسابقه «فیلمساز» بهروز افخمی در دسترس است در روزهای پیش چند تن از کارشناس- داوران خود را نیز معرفی کرد که از جمله آن‌ها همایون اسعدیان است. علی‌رغم اینکه یکی از جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین حوزه‌ها در مسابقه‌های استعدادیابی بازیگری است اما شاید تولید یک مسابقه در حوزه بازیگری در یک شبکه و طرح مسابقه‌ای دیگر در شبکه‌ای دیگر موازی‌کاری دیگری برای نمایش نبود سیاستگذاری‌ها در سیما باشد به ویژه اینکه احتمالا از شبکه نسیم، بیشتر انتظار می‌رود تولید یک مسابقه سرگرم‌کننده را در دستور کار قرار دهد تا شبکه پنج سیما که بیشتر شبکه‌ای با رویکردهای اقتصادی و شهری تعریف شده است.

در کنار این مسابقاتی که در پروسه تولید قرار گرفته‌اند نام‌های دیگری هم شنیده می‌شوند که احتمالا در راهروهای صداوسیما در حال لابی برای تصویب طرح‌های خود با نام مسابقات استعدادیابی هستند و مخاطب را احتمالا طی یکی دو سال آینده با حجمی از برنامه‌ها روبرو می‌کنند که قرار است استعدادهایشان را بسنجند!

هنوز خروجی هیچ یک از این برنامه‌ها روی آنتن شبکه‌های سیما نرفته و قطعا در این نوشتار قرار نیست به ارزیابی کیفیت این آثار بپردازیم اما این سوال مطرح است که تلویزیون و سیاستگذاران صداوسیما با طراحی این حجم از مسابقات استعدادیابی در پی تحقق کدام هدف هستند؟ آیا این مسابقات واقعا قرار است در پی استعدادیابی نوجوانان و جوانان برای فوتبال و سینما باشد یا صرفا برنامه‌هایی برای سرگرمی هستند؟ آیا صرفا شاهد رقابت شبکه‌ها برای جذب حجم زیادی از مخاطب ریزش کرده در این سال‌ها هستیم یا تلویزیون به عنوان فراگیرترین رسانه کشور که مواضع آن برای مخاطب از اعتبار و رسمیتی جدی برخوردار است، قرار است تب جدیدی را در جامعه ایجاد کند؟ صداوسیما تا به امروز چه دستاوردی در این حوزه داشته است؟

فصل دوم؛ آنچه گذشت...

قطعا مسابقه‌های استعدادیابی یکی از ساختارهای جذاب در برنامه‌سازی تلویزیونی است که در دنیا هم طرفداران پروپا قرصی دارد. تلویزیون جمهوری اسلامی ایران هم از ابتدای دهه ۹۰ با ساخت برنامه‌های تلویزیونی در حوزه‌های مختلف به سمت تجربه این آثار رفت. این مسابقه‌ها هم برای خود شرکت‌کننده‌ها و هم برای مخاطبان ساختار پربیننده‌ای است و برنامه‌سازان در این سال‌ها با انواع برنامه‌های استعدادیابی دست به تجربه‌های مختلف زده‌اند و البته برخی از این مسابقه‌ها که در ساختاری حرفه‌ای تر برگزار شده‌اند استعدادهای جدیدی را هم معرفی کرده‌اند.

از جمله این مسابقه‌ها «جادوی صدا» بود که در حوزه دوبله و صدا فعالیت کرد و افشین زی‌نوری اجرای این مسابقه را در شبکه سه سیما برعهده داشت، قرار بود فصل سوم آن نوروز ۹۷ روی آنتن برود اما دیگر خبری از این مسابقه نشد. همچنین در شبکه سه مدتی نیز برنامه «موج شب» با اجرای مسعود فروتن روی آنتن رفت که رویکرد آن تست گرفتن در حوزه اجرا بود و از این مسابقه نیز مجری ای برای فعالیت به تلویزیون معرفی نشد.

شاید از موثرترین برنامه‌ها در حوزه استعدادیابی در شبکه سه، «آقای گزارشگر» باشد که توانست گزارشگرانی را هم به برنامه‌های فوتبالی اضافه کند و متقاضیان بسیاری برای حضور در این برنامه ثبت‌نام کرده‌اند. این برنامه از سال ۹۳ آغاز به کار کرد و اجرای آن در سال اول بر عهده محمد رضا احمدی و محمدحسین میثاقی بود.

در حوزه موسیقی نیز برنامه «شب کوک» با اجرای باربد بابایی روی آنتن شبکه نسیم رفت؛ برنامه‌ای که اگرچه از همان ابتدا به دلیل مدل برگزاری با نسخه‌های مشابه در شبکه‌های ماهواره‌ای مقایسه شد اما نتوانست خروجی موفقی حتی کمتر از همان برنامه‌ها داشته باشد و معلوم نیست در دو فصل برگزاری برنامه چند استعداد به عنوان خواننده به جامعه معرفی شدند!

همانطور که پیش‌تر هم اشاره شد، جذاب‌ترین بخش در حوزه استعدادیابی، عرصه تصویر و بازیگری است که خواهان بسیاری دارد و تلویزیون در این حوزه چندین برنامه ساخته است. از جمله این برنامه‌ها مسابقه «ستاره بیست» در شبکه نمایش بود که سال ۹۴ روی آنتن رفت و می‌توانست به واسطه ترکیب بازیگران، موفق هم باشد اما مخاطب چندانی پیدا نکرد و نتوانست جریان ساز باشد.

شاید خلاقیت رامبد جوان در برنامه «خندوانه» با شروع مسابقه‌های «استنداپ کمدی» یا همان «خنداننده شو» و شهرت و شدت دیده شدن کمدین‌های نوظهور این برنامه بود که یک بار دیگر موج علاقه مردم را برای ورود به چنین مسابقه‌هایی تشدید کرد. شهرتی که باعث میشد استعدادهای جدید در برنامه‌ها و مراسم‌ها حضور یابند و بعضا به‌عنوان استندآپ کمدین به این شغل نگاه کرده و حتی وارد حوزه‌های اجرا و بازیگری شوند.

درباره افزایش تب تولید برنامه‌های استعدادیابی با برخی از منتقدان، کارشناسان و حتی خود این برنامه سازان گفتگوهایی داشتیم که در ادامه آنها را می‌خوانید.

فصل سوم؛ از نگاه برنامه‌ساز

حسین مروی تهیه‌کننده «چهار، سه دو، یک» است. برنامه‌ای که یکی از اولین مسابقات با این رویکرد در شبکه چهار بود. مروی درباره ماهیت این مسابقه‌ها به خبرنگار مهر می‌گوید: مسابقه‌های استعدادیابی یکی از برنامه‌های جذاب تلویزیونی در دنیاست و قطعا ضرورت تولید این دست برنامه‌ها از نبودشان بیشتر است.

وی با اشاره به سرانجام برگزیدگان مسابقه‌ای که خود طراحی کرده بود هم اظهار می‌کند: ما البته ادعایی نداشتیم که یک مسابقه استعدادیابی تولید می‌کنیم و هدفمان از حضور شرکت کننده در رشته‌های مختلفِ برنامه برای ارتقای سواد بصری مخاطب بود. قصد ما این بود که هنرهای نمایشی را به زبان ساده تر برای مردم باز کنیم اینکه به طور مثال یک فیلم را چگونه تحلیل کنیم و یا برخورد افراد با هنرهای نمایش چگونه باشد.

این تهیه کننده در پایان سخنانش با اشاره به داوران این مسابقه یادآور می‌شود: البته داورانی مثل ابوالفضل جلیلی و صدرالدین شجره در بخش‌های مختلف این مسابقه حضور داشتند که طی چند فصل برگزاری برنامه بیان کردند از برخی شرکت‌کننده‌ها در آثار خود در سینما و رادیو بهره برده اند.

بهروز افخمی هم که مسابقه «فیلمساز» را در حال طراحی دارد، در اظهارنظر کوتاهی درباره تولید مسابقه‌های استعدادیابی در تلویزیون به خبرنگار مهر می‌گوید: من درباره حوزه‌های دیگر مثل فوتبال و موسیقی نمی‌توانم اظهار نظر کنم اما درباره سینما می‌توانم بگویم کسانی که پول ندارند هزینه‌های کلاس‌های بیرون را بدهند می‌توانند از طریق تلویزیون این آموزش‌ها را ببینند چراکه خود من این آموزش‌ها را از طریق مجلات و برنامه‌های تلویزیونی دریافت کردم.

فصل چهارم؛ از نگاه کارشناسان

حسین سلطان محمدی منتقد سینما و تلویزیون درباره دامن زدن به تب شهرت و دیده شدن در مسابقات استعدادیابی به خبرنگار مهر می‌گوید: این ویژگی طبیعی انسان است که مشتاق است در رسانه‌های تصویری دیده شود اما اگر قرار باشد از این شوق طبیعی استفاده شود با یک مساله مواجه خواهیم شد.

وی با اشاره به مسابقات این چنینی بیان کرد: نکته دیگر این است که ما نمی‌دانیم این مسابقات چه خروجی ای دارند و به طور مثال با مسابقه‌ای مثل «آقای گزارشگر» که عملکرد بهتری داشت چند نفر به گزارشگران فوتبال اضافه شدند.

سلطان محمدی اضافه کرد: بیشتر این مسابقات فقط برای سرگرم شدن طراحی می‌شود و حتی «قندپهلو» که در بخشی از آن طنزپردازها، شعر می‌خواندند هم نیتی برای تربیت نیرو و الگوسازی نداشت و یا بحث‌هایی که اسماعیل آذر در «مشاعره» به راه می‌اندازد فقط شوق به ادبیات را پررنگ می‌کند.

این منتقد تصریح می‌کند: احتمالا برنامه تلنت شو احسان علیخانی نیز یکی از همین برنامه‌هاست که بیشتر برای سرگرمی طراحی می‌شود چون تعداد کمی که برنده نهایی یک مسابقه می‌شوند، در بهترین حالت به جایزه‌ای مادی دست پیدا می‌کنند و دیگر کسی با آن‌ها کاری ندارد. البته نه اینکه بگوییم این برنامه‌ها صرفا برای سرگرمی طراحی می‌شوند چراکه روابط برای انتخاب بازیگر، مجری و... آنقدر پیچیده است که در یک سریال و یا فیلم سینمایی بیشتر ترجیح می‌دهند از افراد مورد شناس خود استفاده کنند.

سلطان‌محمدی در واکنش به تب افزایش برنامه‌های استعدادیابی در تلویزیون عنوان می‌کند: یکی از الگوهای تلویزیون در برنامه‌سازی آن چیزی است که در شبکه‌های ماهواره‌ای موردتوجه مخاطب قرار می‌گیرد و چون می‌بیند بیننده این برنامه‌ها را دنبال می‌کند مشابه همان‌ها را می‌سازد. به طور مثال برنامه ساز مشابه «دورهمی» را می‌سازد و دقت نمی‌کند که دکور آن از برنامه هندی گرفته شده یا خیر و حتی وقتی می‌بیند مردم از این برنامه استقبال کرده اند باز هم می‌خواهد همان الگو را تکرار کند که به شکل ضعیف تر در «شبی با عبدی» بازتولید می‌شود.

وی با اشاره به «شبی با عبدی» و اجرای آیتم‌هایی نمایشی آن توسط گروه‌های تئاتری ناشناس که به‌واسطه فراخوان برای حضور در این برنامه انتخاب شده‌اند هم می‌گوید: حتی این بخش از برنامه «شبی با عبدی» نیز قرار بود نوعی استعدادیابی باشد که در این بخش هم رویکرد ضعیفی داشت و گروه‌های ضعیفی به اجرا پرداختند.

این منتقد در پایان با اشاره به سیاستگذاری صداوسیما در تولید برنامه‌های استعدادیابی می‌افزاید: خروجی این برنامه‌ها نشان می‌دهد که براساس هدف معین کار نمی‌کنند بلکه بیشتر برای آنتن پر کردن تولید می‌شوند. این‌ها ورژنی از برنامه‌سازی هستند که اتفاقا درآمد کلانی هم در پشت آن‌ها وجود دارد.

رضا صائمی دیگر منتقد سینما و تلویزیون است که درباره افزایش مسابقات استعدادیابی در تلویزیون به خبرنگار مهر می‌گوید: اگر امروز تب تولید برنامه‌های استعدادیابی افزایش یافته است روند عجیبی نیست چون در سینما هم همین است. مثلا می‌بینیم اصغر فرهادی فیلمی می‌سازد که موفق می‌شود و بعد همه تلاش می‌کنند تا مشابه آن فضا را تکرار کنند، یا در خود تلویزیون بعد از یک ملودرام یا کمدی موفق بسیار سعی در تکرار آن دارند.

وی ادامه می‌دهد: برنامه «خندوانه» در بخشی با نام «خنداننده شو» کمدین‌های جدیدی را معرفی کرد که لزوما بنایی‌بر تربیت نداشت اما شاید شهرت آن‌ها باعث شد که برنامه‌های زیادی به این سمت کشیده شوند.

صائمی تاکید می‌کند: این روند از برنامه‌سازی تبی است که به سرعت افزایش می‌یابد و بعد هم فروکش می‌کند بنابراین تلویزیون نباید با این رقابت بین شبکه‌ها و برنامه‌ها یک مدل از برنامه سازی را به مد تبدیل کند. به این ترتیب گویی ما شاهد برنامه‌هایی هستیم که از روی دست هم کپی شده‌اند.

فصل پایانی؛ ظرفیتی که نباید هدر رود

فارغ از نکات بسیار دیگری که درباره این سبک از برنامه‌سازی در تلویزیون و تب فراگیر آن در میان برنامه‌سازان می‌توان طرح کرد و مرور همه آن‌ها در حوصله این گزارش نیست، مهمترین نکته توجه به ظرفیتی است که در مسیر تولید این دست آثار به‌وجود می‌آید؛ علاقه مردم برای حضور در چنین برنامه‌هایی مدتی‌ است که بار دیگر باعث شده برنامه سازان به سمت مسابقه‌های بازیگری و نیز موج جدیدی از برنامه‌های استعدادیابی در سیما بروند؛ برنامه‌هایی که احتمالا مهمترین پشتوانه راه‌اندازی‌شان همین گرایش مردم به دیده شدن بوده است.

ظرفیتی که به واسطه اقبال مخاطبان به این دست تولیدات به‌وجود آمده است، هم می‌تواند مفید باشد و هم مضر؛ مفید از این جهت که این برنامه‌ها می‌توانست فصل تازه‌ای از آشتی مخاطبان با رسانه ملی را رقم بزند و زمینه‌ساز شکل‌گیری یک جریان هدفمند و مبتنی‌بر سیاست‌گذاری مدون در حوزه کشف استعداد در حوزه‌های مختلف باشد و مضر از آن جهت که زرق و برق آمار مخاطبان این تولیدات، برنامه‌سازان و سیاست‌گذاران را دچار غفلت از اهمیت این ظرفیت کرده و کل جریان را به بیراهه کشانده است.

علاقه تشدیدشده جامعه امروز برای «دیده شدن» و عرض اندام در رقابت «شهرت مجازی»، واقعیتی است که ویترین شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی را به طور کامل اشغال کرده است و دورخیز رسانه‌ای در مختصات صداوسیما برای سوار شدن بر این موج به بهانه «جذب مخاطب بیشتر» جای نگرانی و هشدار دارد.

موازی کاری و رقابت بین شبکه‌ها در تولید برنامه‌های استعدادیابی در حوزه‌های مشترک یکی از نمودها و نشانه‌های تسلیم شدن در برابر آن زرق و برق و تلاش برای موج‌سواری در این فضای شهرت‌زده است! برنامه‌هایی که شاید اهداف سازندگانشان در زمینه جلب و جذب مخاطب بیشتر و تاحدودی معرفی استعدادهای تازه را در کوتاه مدت برآروده کنند اما در بلندمدت در تضاد و تقابل با یکدیگر به هیچ مقصد معینی نمی‌رسند؛ علاقه به شهرت و رونمایی از استعدادها در میان مخاطبان، ظرفیتی ارزشمند برای برنامه‌سازی در مختصات رسانه ملی است اما نباید اجازه داد این ظرفیت به راحتی هدر برود.

تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۴

 

https://www.mehrnews.com/news/4507023/%D8%AA%D9%84%D9%88%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%86-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D8%A8-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF

 

حضور در جشنواره برای فیلم سازان نوعی هویت ملی محسوب می‌شود

گفت و گوی «جوان آنلاین» با حسین سلطان محمدی، منتقد و مدرس سینما درباره حضور در جشنواره فجر
 حسین سلطان محمدی منتقد و مدرس سینما در آستانه برگزاری جشنواره فیلم فجر، در خصوص کم و کیف این جشنواره گفت: جشنواره فجر نماد سینمای ملی ماست و باید با شکوه برگزار شود
 
 
 
 
سرويس فرهنگي «جوان انلاين» - بهنام صدقي: حسين سلطان محمدي، منتقد و مدرس سينما در خصوص برگزاري اين دوره از جشنواره فيلم فجر به خبرنگار «جوان آنلاين» مي گويد: من معتقدم جشنواره فجر، نماد فعاليت هويت ملي ما در در حوزه سينماست و بايد با شكوه و با كيفيت برگزار شود و كوچك كردن و محفلي كردن اين جشنواره كار اشتباهي است كه چند دوره قبل قرار بود اين كار بشود كه خوشبختانه نشد.
سلطان محمدي درباره فيلم هاي منتخب اين دوره مي گويد: با وجود اسامي فيلم سازان كه تلفيقي از كهنه كاران سينما و جوانان است، به نظرم جشنواره از نظر كيفيت فيلم ها سطح بالا و قابل قبولي داشته باشد.جشنواره فجر نشان داده هر ساله ميتواند جاي مناسبي براي ظهور و بروز چهره ها و فيلم هاي خوب سينماي ما باشد.
 
فقدان يك ساختار آئين نامه اي ثابت در جشنواره
اين منتقد و مدرس سينما درباره مشكلات و چالش هاي اين جشنواره نيز گفت: به نظرم از جمله مشكلات اين جشنواره مي توان به فقدان يك ساختار آئين نامه اي ثابت در جشنواره اشاره كرد، به نحوي كه در مقابل بعضي رويدادهاي بيروني و برخي خواسته هاي فردي، سيستم جشنواره از قواعد پيش گفته خود، عقب نشيني نكند.

احساس هويت ملي از سوي جشنواره

سلطان محمدي در ادامه مي گويد: نكته ديگر اين جشنواره اين است كه تعداد كثيري از فيلم سازان مشتاق هستند تا با اصرار و با درخواست استمداد، از رسانه ها حتما در جشنواره حاضر باشند. مطمئنا همين موضوع بيانگر نوعي احساس هويت ملي از سوي جشنواره است. اينكه نكته مهمي براي جشنواره است كه فيلم سازان آن را بزرگترين عرصه نمايش فيلم سالانه در ايران مي دانند.

فجر، اعتبار هويت ملي و ايراني

اين منتقد مي افزايد: بي شك همه اين گفته ها، نشان دهنده اين است كه اين جشنواره نوعي اعتبار هويت ملي و ايراني براي فيلم سازان به حساب مي آيد و همه دوست دارند تا به عنوان عضوي از جامعه ملي سينماي ايران در آن حضور داشته باشند.
حسين سلطان محمدي، منتقد و مدرس سينما در خاتمه تاكيد مي كند: در هر دوره و هر ساله ما شاهد ورود چند كارگردان فيلم اولي به اين جشنواره هستيم. ما اگر اين تعداد را از دوره اول جشنواره تا به حال مرور كنيم، مي بينيم كه تا الان خيلي ها در فجر حضور يافته اند. از ميان اين تعداد زياد، تنها عده اندكي توانسته اند فعاليت حرفه اي خود را ادامه دهند و در سينماي ايران پايدار بمانند. اميدواريم اين افرادي هم كه امسال به عنوان فيلم اولي پا به عرصه حرفه اي گري گذاشته اند، بتوانند فرصت عرض اندام پيدا كنند و موفق باشند.
 
تاریخ انتشار: ۲۴ دی ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۷
 
 

چرا صداوسیما در مقابل شفافیت مقاومت می‌کند؟

بررسی علت‌های نپیوستن صداوسیما به سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات

چرا صداوسیما در مقابل شفافیت مقاومت می‌کند؟

 

علیرغم پیوستن سازمان‌ها و نهادهای گوناگون به سامانه انتشار آزاد و دسترسی آزاد به اطلاعات، سازمان صدا و سیما از جمله نهادهایی است که همچنان در مقابل شفافیت مقاومت می‌کند و از بیان علت نپوستن به سامانه هم سر باز می‌زند.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، نزدیک به ۱۶ ماه از راه‌اندازی سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات می‌گذرد. سامانه‌ای که هدفش شفاف‌سازی هر چه بیشتر عملکرد نهادها و سازمان‌های دولتی است. اولین بار در سال ٨٨ این قانون به نهادهای مختلف کشور ابلاغ شد اما تا زمان دولت دهم خبری از اجرایی شدن آن نبود تا این‌که از سال ٩٦ سامانه‎ای اینترنتی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی راه‌اندازی شد تا همه مردم بتوانند به اطلاعات طبقه‎بندی نشده دولتی، دسترسی داشته باشند.
ردی از صداوسیما نیست
از تیرماه سال گذشته تا کنون که این سامانه به طور رسمی آغاز به کار کرده است، ٥١٥ دستگاه به‌منظور قراردادن اطلاعات خودشان در دسترس عموم، به این سامانه پیوسته‌اند. اما با وجود بیش از یک سال از راه‌اندازی و آغاز به کار این سامانه، نهادها و سازمان‌های زیادی هنوز هیچ اطلاعاتی از خود را به ثبت نرسانده‌اند و همچنان در مقابل پیوستن به این سامانه مقاومت می‌کنند. صدا و سیما از مهم‌ترین این نهادهاست که همچنان زیر بار شفافیت نمی‌رود و هیچ حضوری در این سامانه ندارد؛ نهادی که اتفاقا عموم جامعه با آن سر و کار دارند و بودجه‌اش هم علیرغم گله و شکایت‌های مدیرانش، اصلا کم نیست.
چرا کسی پاسخگو نیست؟
نپیوستن سازمان صداوسیما به سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات یک طرف ماجراست و شانه خالی کردن از بیان دلایل این شفاف نبودن روی دیگر سکه. برای تکمیل این گزارش، ده‌ها بار از روابط عمومی سازمان صداوسیما، پیگر دلایل نپیوستن این سازمان به سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات بودیم اما هر بار با جواب‌های سر بالا که نکته قانع‌کننده‌ای در آن وجود نداشت، مواجه شدیم و در نهایت نیز علیرغم پیگیری‌های زیاد، هیچ پاسخ روشنی نگرفتیم.
در چندین تماسِ ما با روابط عمومی صداوسیما، اعلام شد که برای پیوستن به سامانه، برخی نامه‌نگاری‌ها انجام شده که تا کنون سرانجامی نداشته است. ماجرا اما زمانی پیچیده می‌شود که روابط عمومی صدا و سیما خودش هم در جریان نیست چه مکاتباتی انجام شده و نتیجه آنها چه بوده است و آیا اساسا نامه‌نگاری و مکاتبه‌ای در کار بوده است یا خیر؟
پاسخ دبیرخانه سامانه درباره نپیوستن صداوسیما چیست؟
این ادعای صداوسیما در حالی صورت می‌گیرد که دبیرخانه سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، چنین موضوعی را تایید نمی‌کند. بعد از پیگیری از دبیرخانه سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، به این پاسخ رسیدیم که تاکنون درخواستی از طرف سازمان صداوسیما مبنی بر پیوستن به این سامانه ارائه نشده است.
برای روشن‌ شدن لزوم پیوستن سازمان صداوسیما به سامانه انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات، با حسین سلطان‌محمدی، منتقد و کارشناس تلویزیون گفت‌وگویی انجام دادیم و از او درباره ضرورت شفافیت در سازمان بزرگ صداوسیما پرسیدیم.
سلطان‌محمدی در گفت‌وگو با خبرآنلاین، درباره این الزام گفت: «نکته مهم در این میان حتی درباره سازمان‌ها و نهادهایی که پیوستند این است که باید دید کارکرد اطلاعاتشان چگونه است و آن اطلاعات به درد چه کسانی می‌خورد؟»
سوال‌های زیادی درباره صداوسیما وجود دارد
هدف از راه‌اندازی سامانه انتشار آزاد و دسترسی آزاد به اطلاعات شفافیت هر چه بیشتر بوده و اینکه عموم مردم از بودجه‌ای که در یک نهاد یا سازمان صرف می‌شود باخبر باشند، خاصه درباره صدا و سیما نیز مردم حق دارند بدانند چه هزینه‌ای صرف چه کاری می‌شود و درآمد از تبلیغاتی که این روزها همه تلویزیون را فرا گرفته در چه زمینه‌ای خرج می‌شود، و یا حتی تلویزیون هزینه و حقوق کارمندانش را که تعدادشان کم نیست را چگونه و از چه منبعی تامین می‌کند، این منتقد تلویزیون دراین‌باره نیز توضیح داد: «در صنعت تبلیغات معمولا به دلایل گوناگون در هیچ جای دنیا صد در صد اطلاعات معمولا مالی‌شان را لو نمی دهند. البته ممکن است ما بگوییم دسترسی آزاد به اطلاعات لزوما مالی نباشد و مثلا به تعداد نیروی انسانی که در هر بخش از نهاد یا سازمانی در نقاط و بخش‌های مختلف مشغول فعالیت هستند مربوط شود. در همین بحث ممکن است اولین گزینه ای که به ذهن من رسانه‌ای برسد این است که در رسانه‌های اصلی  و حرفه‌ای جهان این تعداد پرسنل وجود ندارد و آن سازمان مورد نظر چرا این تعداد کارمند و پرسنل دارد.»
بخاطر برخی اعمال قدرت‌ها شفافیت وجود ندارد
او ادامه داد: «این نکته را هم باید درنظر گرفت که در فضای رسانه‌ای ما همه دیدگاه‌ها صد در صد تخصصی نیست و بسیار هم متنوع‌اند، از طرفی روی هر مسئله‌ای یک ممیزی اعمال می‌شود، نگاه ناظر جامعه ما تنها یک نگاه عمومی نیست و بسیار چند وجهی است  و همه اعمال قدرت می‌کنند، بنابراین رسانه‌ای نیست که بتواند به همین راحتی خودش را باز کند. آن وقت مجبور است به جای یک پرسش تخصصی با انواع سوالات تخصصی و غیرتخصصی روبرو شود و همین باعث می‌شود نهادها و سازمان‌ها از انتشار اطلاعات پرهیز کنند.»
سلطان‌محمدی در ادامه صحبت هایش بیان کرد: «قطعا هیچ مدیری هم از همه عملکردش اطمینان ندارد که بودجه‌ای که گرفته را در چه مسیری توزیع کرده و بنابراین نمی‌خواهد پاسخ دهد، حالا اگر ساختار نهاد و اداره‌ای که درباره‌اش بحث می‌کنیم انحصاری باشد که اوضاع بدتر می‌شود و عملا در لاک دفاعی می‌رود و می‌گوید اساسا چرا باید پاسخگو باشم.»
منابع انسانی و مالی مهمترین نکته سوال‌برانگیز
این کارشناس تلویزیون درباره لزوم پیوستن سازمان صدا و سیما به این سامانه نیز بیان کرد: «در صورتیکه که ما بدانیم اطلاعاتی که قرار است در سامانه انتشار آزاد و دسترسی آزاد به اطلاعات منتشر شود چه اطلاعاتی است و قرار است چه نقطه هدف و مقصدی را طی کند خوب است، اما وقتی صدا و سیما وارد بحث می‌شود اولین نکته همان بحث منابع انسانی و مسائل مالی است، اینکه درآمد بازرگانی چقدر و اینکه تلویزیون مدام ناله می‌زند من پول و بودجه ندارم و نمی‌توانم سریال الف و برنامه خوب بسازم و مجبورم اسپانسرهای فراوان بگیرم و به مخاطبان بگویم کدهای دستوری ستاره فلان و فلان را بگیرید و غیره و غیره چقدر درست است؟»
او در ادامه اضافه کرد: «ما درباره صدا و سیما درباره مسائل بسیار مختلفی و ریزی می‌توانیم بحث کنیم، از شبکه‌های استانی و برون مرزی گرفته تا بحث شبکه کیش و اینکه دوستان می‌گویند سریال‌های ما قیچی می‌شود و.... اما دراین فضای پرتنوع سیاسی به نظر می‌رسد چون سازمانی مثل صدا و سیما می‌داند با نکات مسئله برانگیز روبه رو می‌شود مدیریت‌اش ترجیح می‌دهد مثل خیلی از سازمان‌های دیگر پرهیز کند و وارد بحث نشود.»
 
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۷ - ۰۷:۳۰ https://www.khabaronline.ir/news/1220251/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF

 

«پایتخت» تصور ذهنی مردم عامی در رویداد های تازه

«پایتخت» تصور ذهنی مردم عامی در رویداد های تازه
علت موفقیت «پایتخت» توجه آن به زندگی معمولی افراد جامعه است؛

«پایتخت» تصور ذهنی مردم عامی در رویداد های تازه

مردم اشتیاق دارند که خودشان را در رویدادهای روز در یک تصویر جدید تر ببینند. و تنها سریالی که می تواند این تصور را داشته باشند سریال پایتخت است.

حسین سلطان محمدی منتقد سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرنگار برنا درباره علل موفقیت سریال پایتخت  و استقبال  مردم از این سریال چنین گفت: داستان سریال «پایتخت» از طبقات معمولی و یا حتی از طبقه پایین جامعه است. بر خلاف سایر مجموعه های تلویزیونی که به هر اقتضایی که هست می خواهند به آن آب و رنگی بدهند این آب و رنگ را در شیک پوشی و خانه مجلل و لوازم لوکس خانه و اینها می دهند. سریال پایتخت  رنگ و حرارت و جوشش و روابط انسانی را از همین روابط معمولی بین افراد مثل مدرسه، خانه، خانواده  می گیرد و نگرانی ها، خیانت و کلکی هم اگر در آن هست در حد ساده بین روابط خانواده های به هم پیوسته است. و اینکه این بهم پیوستگی در سطح خانواده های در منطقه و محله و شهری که در نظر گرفته شده در یک چیدمان اجتماعی هسته اصلی را پر و بال می دهند. 

وی افزود: این چیزی است که با وجود تظاهر و با وجود نفوذ  مدرنیته  و همچنین جدایی و انفصال زندگی های هسته ای و دور شدن از خانواده و وصل شدن به حلقه های دوستان و همکاران که در زندگی شهری بعضا پر رنگ دیده می شود، پایتخت، خلاف این قضیه عمل می کند و تمام هم و غم کاراکترهای داستان در اینکه همه چیز را متناسب با مرکزیت هسته خانواده هماهنگ میکند می دانند. این چیزی است که عملا  به بیننده، یک نوع همراهی ذهنی طبیعی داده است انگار که این داستان متعلق به خودشان است.

سلطان محمدی گفت: در سریال پایتخت وقایع اوج و فرودها هم از آنهایی است که خیلی غلو ندارد و بیننده به راحتی می تواند با اتفاقات احساس هم زاد پنداری کند. روند داستان بسیار طبیعی است برای مثال ساخت و ساز زمین های غیر قانونی در طبیعت آزاد و یا اشتیاق به رفتن به خارج و ترکیه برای داد و ستد و یا گیر افتادن در دامن داعش و ...  همه این نتیجه گیری ها به طور طبیعی در بیننده اثر گذار است که تصور این را داشته باشد که ممکن است این اتفاقات برای او هم بیفتد.

وی درباره اشتیاق مردم برای تماشای این سریال تصریح کرد: مردم اشتیاق دارند که خودشان را در رویدادهای روز در یک تصویر جدیدتر ببینند. و تنها سریالی که می تواند این تصور را داشته باشند سریال پایتخت است. تصور من این است که در بانوی عمارت چه واکنشی می توانیم داشته باشیم و یا در سریال بی قرار  و یا در سریال بچه مهندس و ... اینها با تصور فیلم نامه نویس انتزاعی از آب در آمده اند. البته این سریالها قابلیت پی گیری و مشاهده را دارند؛ اما مردم نیاز دارند که با سریالها همزاد پنداری کنند ... مانند سریال گل پامچال، باشو غریبه ای کوچک، زیر تیغ و امسال اینها.

در سریال «پایتخت» در یک محیط شهری همه در کنار یکدیگر گرانیها و شادیها را در کنار یکدیگر می گذرانند.

خبرنگار: مژگان رسولی

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ ۰۶:۰۰:۰۰

https://www.borna.news/بخش-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/795348-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%AE%D8%AA-%D8%AA%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%B0%D9%87%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D9%87

 

 

حسین سلطان محمدی:«بانوی عمارت»سریال کاملی نیست ، بی رقیب است!

حسین سلطان محمدی:«بانوی عمارت»سریال کاملی نیست ، بی رقیب است!
بررسی دلایل موفقیت سریال بانوی عمارت(بخش دوم)

حسین سلطان محمدی:«بانوی عمارت»سریال کاملی نیست ، بی رقیب است!

حسین سلطان محمدی منتقد سینما و تلویزیون به نقد سریال «بانوی عمارت» پرداخت وعلت پرمخاطب بودن این سریال گفت.

حسین سلطان محمدی منتقد سینما و تلویزیون در خصوص سریال «بانوی عمارت» باخبرگزاری برنا به گفتگو پرداخت.

حسین سلطان محمدی در خصوص سریال «بانوی عمارت» گفت:موفق بودن یا نبودن این سریال باید ارزیابی شود.اینکه مخاطبان و رسانه برخورد مثبت با این سریال دارند نشانه استقبال مخاطبان است.

مخاطبان زیادی این سریال را تماشا می کنند و یکی از دلایل پرمخاطب بودن سریال این است که،این سریال رقیب خاصی ندارد اما با پخش فصل دوم «بچه مهندس»انتظار اتفاقات بهتری را داریم.

سلطان محمدی ادامه داد : «بانوی عمارت» از لحاظ تاریخی و پوشش بازیگران با سریال«شهرزاد» رقابت می کند .این سریال مانند سریال «شهرزاد» از یک قهرمان خانم جوان استفاده می کند که بحث رقابت عشقی ،سیاسی و قدرت در میان است .

سریال «بانوی عمارت» با پرداخت بیش از حد به جزیئات که گاهی بیش از حد طولانی می شود باعث جذب مخاطبان زیادی شده است.

فرخ الزمان ، بهجت ، جواهر وحتی آهو از اسامی مطرح در داستان هستند که رقابت های عشقی و قدرت نمایی این افراد مخاطب را کنجکاو نگه داشته برای دیدن ادامه سریال همچنین پوشش زیبا و تنواع مراسمات شاد در مقایسه با سریال های امروز ی که با رنگ های تیره بیان شده مخاطب را کنجکاو نگه داشته است.

این سریال تاحدودی به رقابت با سریال های کره ای پرداخته است که زنان نقش عمده در تصمیم گیری های مختلف دارند، دراین سریال هم مردان تابع راهنمایی و تصمیات زنانه هستند.

در «بانوی عمارت» انواع مثلث ها و مربع های عشقی بین شازده وهمسران و.... دیده می شود.

داستان این فیلم هدف مشخصی ندارد و نویسنده اعلام کرده که در حال نوشتن فصل دوم این سریال است شاید هدف این سریال در فصل دوم مشخص شود.

این منتقد بیان کرد: این داستان وقایع نگاری خوبی ندارد و تقربیا در سبک سریال «هزاردستان» علی حاتمی است، و برای اینکه از روایت این این داستان ایراد نگیرند تاریخ گذشته را بیان می کند.

حسین سلطان محمدی گفت : رنگ و لباس خوب عناصرگوناگون فرمولی است که باعث موفقیت تلویزیون می شود.

منظور از عناصر گوناگون،کارکترهای شخصیتی فراوان است که باعث جذب مخاطب می شود و این جذب مخاطب ریشه در لایه های قدیمی و خانوادگی ما دارد.

این منتقد گفت : سریال «بانوی عمارت» سریال کاملی نیست اما بخاطر بی رقیبی و کم بودن سریال های در حال پخش مخاطبان استقبال زیادی از این سریال کرده اند.

 

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۱۰/۱۲ ۰۶:۰۰:۰۰

https://www.borna.news/بخش-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-6/794825-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%82%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

 

اوج‌های خوبی در فیلم‌نامه «بمب» وجود دارد/ رواج روزافزون کمدی‌های سخیف

حسین سلطان‌محمدی:
اوج‌های خوبی در فیلم‌نامه «بمب» وجود دارد/ رواج روزافزون کمدی‌های سخیف

حسین سلطان‌محمدی، منتقد و کارشناس سینما در گفت‌و‌گو با ایکنا فیلم سینمایی «بمب؛ یک عاشقانه» را اثری معقول و متعادل توصیف کرد و گفت: این فیلم دیدگاه کارگردانی است که در زمان جنگ نوجوان بوده و آنچه در فیلم رخ می‌دهد را تجربه کرده است. برای بیان این نگاه هم یک پیوند خانوادگی را دست‌مایه کارش قرار داده است تا نشان دهد عوامل بیرونی خانه به چه نحو اتفاقات داخل را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. جالب است بدانید در این فیلم اضطراب‌ها به‌عنوان عاملی مطرح می‌شود که نزدیکی خانواده‌‌ها را در پی دارد.
وی افزود: شاید این‌گونه به نظر آید فیلم ریتم کند دارد، زیرا جنس کارهایی که جنگ را تصویر می‌کنند تند است، اما باید در نظر داشت قصه فیلم به‌شتاب بیشتر نیاز نداشته است. بگذارید بمب را با «آباجان» مقایسه کنم. در آباجان همان زمان (دهه 60) روایت می‌شود، اما قصه ریتم تندی دارد، چون قصه‌ای این شتاب را طلب می‌کند. آنجایی که دختر گم می‌شود یا این‌که در انتظار بازگشت فرزندش است، اما در بمب قصه چنین محرک‌هایی ندارد، پس طبیعی است روند کار چنین پیش رود.
این کارشناس سینما ادامه داد: شاید آنچه در جنگ رخ‌داده برای رزمندگان شکلی جدی‌تر داشته باشد، اما تمام آدم‌هایی که در آن برهه زندگی کردند هم جنگ را درک و لمس کرده‌اند. در بمب چنین اتفاقی را شاهد هستیم. یک زندگی خانوادگی در آستانه ازهم‌پاشیده شدن است، اما جنگ باعث می‌شود مجدد صمیمیت بین این زوج حاکم شود. در کلامی دیگر در بمب نشان داده می‌شود روابط فردی انسان‌ها می‌تواند به‌واسطه اتفاقات بیرونی دستخوش تغییر شود حال ممکن است این تغییر در جهت مثبت باشد یا منفی.
بازسازی نماهای قدیمی در تولیدات نمایشی رشد چشمگیری پیدا کرده است
وی درباره میزانسن و دکوپاژ خوب این فیلم سینمایی هم‌چنین توضیح داد: خوشبختانه در چند سال اخیر ما تجربه خوبی در بازسازی فضاهای قدیمی داریم. «ماجرای نیمروز» یا «کیمیا» گواه روشنی برای این ادعا هستند، البته یک نکته متفاوت در بمب وجود دارد. آن‌هم اینکه پیمان معادی کارگردان فیلم به‌واسطه این‌که فضای هالیوود را درک و حس کرده به ظرایفی دقت کرده که در کارهای دیگر شاید کمتر به آن‌ها پرداخته‌شده باشد. همچنین دقت نظری که در بمب شده به ما نشان می‌دهد در شرایطی که ما یک شهرک سینمایی مناسب برای کارهای شهری نداریم هم، می‌شود از موقعیت‌های ممکن استفاده کرد تا کار آبرومندی چون بمب ساخته شود.
سلطان محمدی با بیان این‌که فیلم‌نامه بمب، حرکت سینوسی خوبی دارد، گفت: اوج‌های خوبی در فیلم‌نامه این کار وجود دارد. برای مثال در بخشی از فیلم زوجی جوان دارای مشکل شدید هستند آن‌ها تا آستانه جدایی پیش می‌روند، اما زمانی که داستان شکلی تخت به خود می‌گیرد بمباران‌ها آغاز می‌شود. این شوک دهی در چند بخش دیگر فیلم نیز رخ می‌دهد. مطلب دیگری که در این فیلم به نظرم می‌رسد توجه به قهرمانانی است که در وجود هر یک از ما نهفته است. در بمب، آدم‌های عادی در شرایطی که دستخوش بحران می‌شوند رفتاری از خود نشان می‌دهند که تنها از عهده یک قهرمان برمی‌آید.
نگاه ستایش آمیز بمب به عشق
این سینماگر تأکید کرد: جایگاه عشق در بمب ستایش‌آمیز است. دو نوجوان فیلم بسیار پاک یکدیگر را دوست دارند و دیدارشان تنها به زمان بمباران خلاصه‌شده، همچنین عشقی که میان دو شخصیت اصلی وجود دارد کمتر در زمان حال مشاهده می‌شود. تمام این لحظات خوش به ما نشان می‌دهد، در روزگاری که از بسیاری امکانات امروز را نداشتیم نسبت به هم مهربان‌تر بودیم.
وی درباره شخصیت‌های فرعی فیلم نیز گفت: اگر باور داریم شخصیت‌پردازی‌ها در فیلم خوب است به این دلیل است که ما آن دوران را تجربه کرده‌ایم، اما شاید یک نوجوانان امروزی اتفاقات که در فیلم رخ می‌دهد را باور نکند، چون وقتی می‌بیند در مدرسه خود شاهد آن رفتارها نیست. برای همین اساس، افرادی بیشتر بمب را می‌پسندند که نسبت به آن دهه نوستالژی دارند. درباره نقش سیامک انصاری هم باید مطلبی را بیان کنم. این بازیگر در اذهان به‌عنوان بازیگر طنز شناخته‌شده، اما معادی سعی نکرده از این پیش‌زمینه استفاده کند، هرچند نقش شیرینی خاص خود را دارد، ولی به‌هیچ‌وجه کمیک نیست.
سینما در اختیار کاسب‌کاران
این فیلمساز در جواب به پرسشی دیگر مبنی بر این‌که چرا چنین کارهایی قادر نیستند در گیشه به فروش مطلوبی دست پیدا کنند؟ تأکید کرد: برای این سؤال، برخی شرایط بد اقتصادی را جواب می‌دانند، اما من با این توجیه موافق نیستم، چون باورم این است رواج روزافزون کمدی‌های سخیف نشئت‌گرفته از دیدگاه کاسب‌کارانه برخی فیلم‌سازان است. این سوداندوزی در سینما در حالی است که جواب بسیاری از پرسش‌های روز جامعه را فیلم‌هایی نظیر بمب می‌دهد.
وی در پایان تأکید کرد: نقد فیلم‌های به‌اصطلاح طنز به معنای زیر سؤال بردن این حوزه نیست، چون بسیاری از شاهکارهای سینمای جهان در این ژانر ساخته‌شده‌اند. در ایران نیز کارهای خوبی بسیاری در این رابطه تولیدشده که قادر است الگو باشد. فیلم «مار موز» یکی از این کارهای موفق است که در عین طنز بودن نگاهی دلسوزانه به آنچه در جامعه رخ می‌دهد، دارد.
 
تاریخ انتشار: ۰۹ دی ۱۳۹۷ - ۰۸:۰۰
 
 

«ده برادر»؛ متناقض ولی بدون تأثیر!/ نگاهی به یک مستند «جشنواره سینما حقیقت»

سینماسینما، حسین سلطان‏‌محمدی

در مستند «ده برادر»، بتدریج و گام به گام، با ده برادر یک خانواده رو‏ به رو می شویم، که هفت نفر از آنان، همانند پدرشان، معتاد هستند و البته از معتادان خرده پا به شمار می آیند. هسته اصلی رویداد در این تعداد معتاد کوچک اما به شکل مزمن و البته تبعات سال‌ها اعتیاد آنان بر سایر افراد خانواده و مشخصا یکی از برادرانی است که تا اندازه‏ای به مراقبت از اینها اشتغال دارد.

نخستین نکته ای که با دیدن این اثر به چشم می آید، چگونگی دریافت مواد مخدر و مصرف آنها توسط این افراد است. جامعه ای که به طور دقیق مشخص نبود کدام منطقه کشور است، از برخورد نیروی انتظامی و قوه قضائیه اش با معتادان و جمع کردن آنها داستان دارد اما از نحوه تأمین مواد برای این افراد در این خانواده، طی سالیان سال و احتمالا برای افراد دیگر، تصویر و مجازاتی ندارد. قضیه دسترسی به مواد مخدر به اندازه ای در این منطقه عادی است که راحت از مصرف مواد خانواده، فیلم و عکس یادگاری هم دارند!

به هر شکل، با روایت نه برادر از ده برادر آشنا می شویم؛ چون یکی از ده برادر، شهید شده و تنها از قاب عکسش، باید حدس بزنیم که مدافع حرم بوده یا در بمبگذاری در کربلا به شهادت رسیده و اصلا از نحوه شهادتش، نکته ای بیان نمی شود. از باقی برادران، یکی از این جمع جدا شده و در شهر دیگری با خانواده زندگی می کند و راوی داستان که مجرد مانده، سالم هستند و بقیه، یعنی هفت نفر دیگر آلوده به اعتیاد – البته برادر اول و برادر دیگری، ترک اعتیاد کرده اند-؛ و یکی از این هفت نفر بر اثر سکته مغزی احتمالا در پیامد اعتیاد، درگذشته است.

با عبور از روایت تک به تک این هشت برادر زنده مانده، به تبعاتی که بر اثر اعتیاد بر آنها حادث شده، اعم از برخوردهای جامعه با آنان یا برخورد انتظامی و امثال آن، آشنا می شویم اما این آشنایی در هیچ بعدی، برای بیننده عادی، واجد اثر سلبی نسبت به اعتیاد نیست. یعنی ما با افرادی رویارو شدیم که اصلا در اجتماع محل زندگی شان، تنبیه اخلاقی یا رویگردانی اجتماعی حادی را شاهد نبوده اند – بگذریم که در زبان ادعا دارند برخورد جامعه با آنان بد بوده – و راحت فرزندان دو برادر به درس خواندن اشتغال دارند یا یکی از آنان ازدواج کرده و مشغول کار است و بقیه هم ابایی از بیان مشکلات و وضعیت اعتیادشان در برابر دوربین ندارند بخصوص همسرانشان که با وجود اعتراض و غرولند، همراه شوهران معتاد یا ترک اعتیاد کرده خود اما آسیب دیده، زندگی می کنند و اهالی محل یا آشنایان هم هر زمان لازم بوده، برای اینها ضمانت داده اند و اینها را برای مدتی از زندان به مرخصی آورده اند. به سخن دیگر، این فیلم محکمی برای بیان تبعات اعتیاد بر خانواده و آسیب های اجتماعی آن نیست و بیشتر از جهت تعداد برادران معتاد و البته وجود تناقض هایی چون، مادر زحمتکش و پدر معتاد و همچنین خانواده ای با این تعداد معتاد اما واجد شهیدی از کربلا، به گونه‏‌ای که کوچه محل سکونت – به شهادت تیتراژ انتهایی فیلم – به نام این برادر شهید است و نیز شغل ناگفته برادری که مجرد مانده و مراقب برادران معتاد خود است و می کوشد آنان را از اعتیاد دور نگه دارد، جذابیت و کنجکاوی دارد.

ما در این فیلم فقط با یک روایت مواجهیم بدون کوچکترین اثر ماندگاری که بتوانیم نسبت به اعتیادی که به نظر می رسد از تریاک است اما نامی هم از شیشه برده می شود، موضع‌گیری داشته باشیم و برای همین، تنها به عنصر استثنای موجود در فیلم باید نظر داشت و اینکه این قضیه به طور غیرمستقیم، برای خودشان هم آنقدر جالب است که بدون کمترین احساس شرمساری، بدون شطرنجی شدن چهره‏هایشان، در برابر دوربین مواد می کشند و حرف می زنند و … !

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۹/۳۰ - ۱۵:۰۹

http://cinemacinema.ir/naghd/%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%b1%d8%9b-%d9%85%d8%aa%d9%86%d8%a7%d9%82%d8%b6-%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87/

 

سلطان محمدی: انتخاب آثار جشنواره فجر باید بر اساس اصول فرهنگی و معیارهای اجتماعی باشد/ هیأت انتخاب م

هیأت انتخاب جشنواره فجر از منظر سینماگران/۲

سلطان محمدی: انتخاب آثار جشنواره فجر باید بر اساس اصول فرهنگی و معیارهای اجتماعی باشد/ هیأت انتخاب مرعوب فضاسازی ها نشود

سینماپرس: حسین سلطان محمدی منتقد سینما و کارشناس فرهنگی همزمان با فعالیت هیأت انتخاب سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر گفت: انتخاب آثار جشنواره فجر باید بر اساس اصول فرهنگی و معیارهای اجتماعی که اکثریت کشور آن را قبول دارند انجام شود هم اکنون ما در آستانه ۴۰ سالگی پیروزی انقلاب اسلامی هستیم و همگان روی اصول و معیارهای فرهنگی مان که برآمده از انقلاب اسلامی است آگاهی کامل داریم.

وی در گفتگو با خبرنگار سینماپرس افزود: یکی دیگر از نکاتی که اعضای هیأت انتخاب جشنواره فیلم فجر باید توجه ویژه و جدی به آن داشته باشند رعایت استانداردهای فنی و حرفه ای در آثار است؛ اصولاً فیلم هایی که از استانداردهای لازم پذیرفته شده در سطح جهانی بهره نبرده اند و از لحاظ فنی و تکنیکی ضعف هایی دارند و هچنین همانطور که پیش از این تأکید کردم آثاری که با معیارهای فرهنگی و اجتماعی تعریف شده کشور تطابقی ندارند نباید به هیچ عنوان در جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشند.

سلطان محمدی سپس با بیان اینکه طی سال های برگزاری جشنواره ما همواره با اعتراض بخش اعظمی از فیلمسازانی روبرو بودیم که فیلم های شان به هر دلیلی توسط هیأت انتخاب رد شده اند اظهار داشت: اصولاً هر فیلمسازی معتقد است کار خودش خوب و بدون نقص است و قطعاً ما و یا هر کس دیگری تا زمانی که فیلم ها را ندیده باشد نمی تواند به این نتیجه برسد که کدام آثار بهتر هستند و کدام فیلم ها نقص دارند و از این رو بهتر است تا زمان دیده شدن کامل آثار هیچ قضاوتی از سوی رسانه ها و عموم اهالی سینما نسبت به عملکرد هیأت انتخاب صورت نگیرد و اگر بعد از دیده شدن همه آثار اگر ضعفی در انتخاب اعضای هیأت انتخاب بود مطرح شود.

این منتقد سینما خاطرنشان کرد: از سوی دیگر آنچه مهم است اینکه اعضای هیأت انتخاب مرعوب برخی فضاسازی ها نشوند! برخی از سینماگران سعی دارند با فضاسازی های تبلیغاتی برای فیلم شان به خصوص در فضای مجازی اعضای هیأت انتخاب را مجاب کنند تا اثرشان را در میان آثار انتخابی خود قرار دهند.

وی در پایان این گفتگو افزود: مهمترین نکته ای که اعضای هیأت انتخاب باید به آن توجه داشته باشند این است که آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره را با طمأنینه رصد و بازبینی کنند و جزئیات فیلم ها را با نگاهی تخصصی بررسی نمایند و اجازه ندهند هیچ گونه فضاسازی تبلیغاتی، فشار بیرونی و... آن ها را از هدف اصلی خود که انتخاب شایسته ترین فیلم ها برای حضور در جشنواره فجر انقلاب اسلامی است دور کند.

تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷ - ۱۰:۵۵

http://cinemapress.ir/news/105799/%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C